اندیشه نو
درصد کمی از انسان ها نود سال زندگی میکنند،ما بقی یک سال را نود بار تکرار میکنند!
درباره وبلاگ


کانون دانشجویان افغانستانی دانشگاه پیام نور کرج واحد هشتگرد(اندیشه نو)
فعالیت این وبلاگ صرفا تحلیل و نقدی بر اخبار و مسائل پیرامون دانشجویان پناهنده افغانستانی است

درصورت تمایل به همکاری باما تماس بگیرید.
f.qasemi73@gmail.com

مدیر وبلاگ : علیرضا کریمی


آخرین خبر : افغانستان در ماتم حضرت اباعبدالله الحسین (ع)/ حضور اشرف غنی و عبدالله در سوگواری عاشورا 
تاریخ انتشار: 94/08/02 20:5 
ایرنا/ مردم شهرهای مختلف کابل با برپایی آیین های عزاداری در خیابان ها و مساجد این کشور عشق و ارادت خود را به حضرت اباعبدالله الحسین (ع) ابراز کردند. در کابل پایتخت افغانستان، مساجد «خاتم النبیین»، «الزهرا»، «اباصالح المهدی» و «امام زمان (عج)» یکی از شلوغ ترین روزهای خود را پشت سر گذاشتند و شاهد حضور انبوه عزارداران حسینی بودند. «محمد اشرف غنی» رییس جمهوری افغانستان در اجتماع عزاداران مسجد «امید سبز» درغرب کابل، حضور یافت و برای آنان سخنرانی کرد. «عبدالله عبدالله» رییس اجرایی دولت افغانستان نیز با حضور در جمع گسترده ارادتمندان حضرت اباعبدالله الحسین در مسجد خانم النبیین به ایراد سخرانی پرداخت. رییس جمهوری افغانستان، در این مراسم از فرهنگ عاشورا به عنوان یک انقلاب تاریخی اسلام یاد کرد و خواستار پاسداری از این انقلاب شد. وی تصریح کرد «زمانی که ظلم و بی داد در جامعه حاکم باشد، انسان های مسوول نمی توانند خاموش بنشینند. زمانی که حقوق انسان تحت هر نامی از سوی زورمداران و استبدادگران پایمال شود، باید مبارزه کرد و درفرهنگ مسلمانان، زندگی زیر بار زور و ستم نباید مفهوم داشته باشد. اشرف غنی، روز عاشورا را فرصت مناسبی برای اهدای خون مردم افغانستان به نیازمندان دانست و از مردم افغانستان خواست تا با مراجعه به بانک های خون، به سربازان مجروح و بیماران نیازمند، خون خود را اهدا کنند. رییس اجرایی دولت افغانستان نیز در جمع گسترده مردم حاضر در مسجد خاتم النبیین گفت که پیام واقعه کربلا، ایثار، استقامت و مبارزه با افراط بود. ما درس اخوت و برادری را از حادثه کربلا آموخته ایم و کربلا به ما می آموزد تا در اندیشه خود حرکت مثبت ایجاد کنیم. عبدالله افزود : عزاداری امام حسین (ع) و برگزاری آیین های عاشورای حسینی بعد از 14 قرن، هر سال در افغانستان برگزار می شود و مردم متدین این کشور گردهم می آیند و در ماتم آن حضرت، عزاداری می کنند. وی گفت: پبام ما به ملت افغانستان این است که وحدت و یک صدایی خود را حفظ کنند و توطئه های دشمنان، تا زمانی که مردم با این دولت هستند، ناکام خواهد ماند. رییس اجرایی دولت در سخنان خود به مناسبت روزعاشورا، خطاب به مخالفان مسلح گفت که ما از کربلا آموخته ایم که تسلیم زور نمی شویم. وی افزود: افغانستان، با هیچ کشوری اعلام جنگ نکرده است و دست دوستی و همکاری را به سوی کشورها دراز کرده است، اما شاهد حرکت های مثبت از طرف برخی کشورها نبوده است. عبدالله عبدالله، رئیس اجرائی دولت وحدت ملی افغانستان نیز در یکی از مراسم روز عاشورا حضور یافته و گفت که اکنون هر روز در افغانستان خون ریخته می شود و نیروهای امنیتی افغانستان کشته می شوند. او مردم را دعوت به یک دستگی کرد و گفت که پیام من به کسانیکه افغانستان مزدور می خواهد این است:'این ملت هیچگاه مغلوب نخواهد شد.' عبدالله گفت که افغانستان به سمت هر کسی که تاکنون دست دوستی را دراز کرده جواب دوستی را نگرفته است. او افزود که مداخلات خارجی که موجب کشتار مردم افغانستان می شود، باید قطع شوند و مردم افغانستان توانایی مقابله با آنرا نیز دارد. به گفته او با حمایت و تشویق تروریسیم این کشورها در افغانستان به چیزی دست نمی یابند و ناکام خواهند شد. آیین های روز عاشورا در زیارتگاه «سخی» در غرب کابل و «زیارت حضرت ابوالفضل» در مرکز شهر کابل نیز برگزار شد و در زیارتگاه سخی مردم با به راه انداختن دسته های عزاداری و سینه زنی، به سوگواری پرداختند. برخی از مردم اهل تسنن افغانستان نیز در میان عزاداران شیعیان حضور یافتند و برخی دیگر با برپایی ایستگاه های صلواتی از عزاداران پذیرایی کردند. آیین های سوگواری روز عاشورا امسال تحت تدابیر شدید امنیتی و در شرایطی که باران سیل آسا، کابل را فرا گرفته بود، برگزار شد و مردم نماز ظهر عاشورا را نیز در مساجد و برخی خیابان ها اقامه کردند. مراسم عاشورای حسینی علاوه بر شهر کابل، در مساجد استان ها و شهرهای نقاط مختلف افغانستان از جمله مزار شریف، هرات، غزنی، بامیان، دایکندی، ارزگان، قندهار و نیمروز برگزار شد. در کنار مراسم عزاداری در اغلب شهرهای این کشور مردم اقدام به اهدای خون برای مجروحان درگیری های اخیر در نقاط مختلف این کشور و سایر بیماران نیازمند، اقدام کردند. علمای افغانستان در اغلب سخنرانی های خود از جوانان این کشور خواستند تا از مهاجرت از کشور خودداری کنند و به ایفای مسوولیت برای ایجاد صلح و پیشرفت افغانستان در داخل کشور بپردازند.





نوع مطلب : تحولات افغانستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 3 آبان 1394 :: نویسنده : فاطمه قاسمی


کاملا آماده ایم؟!!!!!
رئیس جمهور در صحبت با تعدادی از والیان ضمن بیان اینکه اگر ما عمل پیشگیرانه داشته باشیم، غافلگیر نمی شویم، گفت: دشمن می خواست در تابستان امسال اهداف استراتژیک خود را بر آورده کند اما با شجاعت و دلیری قوای امنیتی و دفاعی کشور اهداف شوم آنها ناکام شد.
به گزارش صلح پرس به نقل از آوا، محمد اشرف غنی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان شب گذشته با قوماندان قول اردوی ۲۰۷ ظفر و والیان هرات، فراه، بادغیس و نیمروز صحبت کرد.
در این صحبت که از طریق ویدیو کنفرانس در ارگ انجام شد، ابتدا قوماندان قول اردوی ۲۰۷ ظفر در مورد وضعیت امنیتی و اقدامات پیش گیرانه بخاطر تامین امنیت و تحکیم ثبات زون مربوطه خویش، صحبت کرد. 
سپس محمد آصف رحیمی والی هرات صحبت کرد و گفت که هشت ولسوال جدید در ولایت هرات گماشته شده اند که فعالیت های آنان تاثیر مثبت بالای روند حکومتداری در آن ولایت گذاشته است.
والی هرات گفت که سه هزار پست جدید به رقابت آزاد گذاشته شده است و تا حال ۱۵۰۰ تن درخواست کننده برای شمولیت در این پست ها مراجعه کرده اند.
در ادامه آصف ننگ والی فراه گزارش خویش را در مورد وضعیت عمومی امنیتی و حکومتداری در آن ولایت ارائه کرد و گفت که جوانان علاقمند هستند تا در صفوف قوای امنیتی و دفاعی کشور یکجا شوند و مردم ولایت فراه خواستار توسعه بیشتر حکومتداری می باشند.
سیما جوینده والی غور نیز صحبت کرد و گفت که مردم غور با حکومت همکار هستند اما فقر هنوز بحیث چالش عمده در مقابل امور کاری آن ولایت باقی مانده است.
وی در مورد وضعیت بیجا شده گان ولایت غور صحبت کرد و از رئیس جمهور خواست تا ولایت غور را به ولایت درجه دوم ارتقا دهد.
جمال الدین اسحاق والی بادغیس نیز گفت که در زمینه فراهم آوری خدمات اولیه و بهبود حکومتداری تلاش های بیشتری در آن ولایت صورت خواهد گرفت تا زمینه کار به جوانان فراهم گردد.
وی گفت که یک هیاتی از ولایت بادغیس بخاطر پیدا کردن راه حل به مشکلات مردم آن ولایت به کابل سفر خواهد کرد.
رئیس جمهور غنی پس از شنیدن پیشنهادات مذکور، از خدمات والیان و قوماندان قول اردوی ۲۰۷ ظفر ستایش کرد و گفت که نه تنها در زمان بحران از فعالیت های مسئولین و کارمندان حکومتی باید تقدیر صورت گیرد بلکه در هر زمانیکه آنها از خود شایستگی و درایت نشان میدهند نیز مورد تقدیر قرار گیرند.
وی ضمن اینکه از ابتکارات قوماندان و منسوبین قول اردوی ۲۰۷ ظفر قدردانی کرد، گفت: زمانیکه ما پیش گیرانه عمل کنیم، غافلگیر نمی شویم.
رئیس جمهور خاطر نشان کرد که دشمن می خواست در تابستان امسال اهداف استراتژیک خود را بر آورده کند اما با شجاعت و دلیری قوای امنیتی و دفاعی کشور اهداف شوم آنها ناکام شد.
محمد اشرف غنی از همکاری های دوامدار جامعه بین المللی به افغانستان اطمینان داد و گفت که افغانستان در کنفرانس های امنیتی اقتصادی که قرار است در آینده در اروپا برگزار شود، به صورت فعالانه اشتراک نموده و در مورد دستاوردها و نیازمندی های خویش صحبت خواهد کرد.
رئیس جمهور از والیان خواست تا در زمینه جلب و جذب جوانان به صفوف قوای امنیتی و دفاعی کشور تلاش بیشتر نمایند.
وی در خصوص پولیس محلی گفت که باید قوماندانان آنها افراد مجرب و مسلکی باشند. منسوبین پولیس محلی در مدت شش ماه در چوکات وزارت امور داخله شامل گردند و یا به زندگی عادی شان برگردند.
رئیس جمهور غنی با تاکید بر اینکه باید تعادل در تصمیم گیری در مرکز و قول اردوها ایجاد گردد، گفت که در قوای امنیتی و دفاعی کشور کمبود پرسونل وجود ندارد بلکه به تحرک بیشتر نیازمند هستیم.
وی ضمن اینکه بر مساعدت های بیشتر به بیجا شده گان و مهاجرین تاکید کرد، گفت که دولت برای برگشت دوباره آنان برنامه های عملی را روی دست گرفته است.
رئیس جمهور خاطر نشان کرد که باید والیان، کابینه و شورای ولایتی از طریق ویدیو کنفرانس تماس هایی داشته باشند تا فاصله کم گردیده و برای مشکلات راه های حل جستجو گردد.
رئیس جمهور غنی به احمد ضیا مسعود نماینده فوق العاده رئیس جمهور در امور اصلاحات و حکومتداری خوب هدایت داد که به منظور آوردن اصلاحات، پروسه استخدام در ادارات ملکی را تسریع نماید تا افراد شایسته و کار فهم در پست های خالی تقرر حاصل نمایند.
رئیس جمهور غنی در اخیر این ویدیو کنفرانس، دگروال ارکان حرب طارق شاه بهرامی را که جدیداً بحیث رئیس اخذ اطلاعات و هماهنگی دفتر شورای امنیت ملی تقرر حاصل نموده است به رتبه برید جنرالی ارتقا داد.




نوع مطلب : تحولات افغانستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 22 مرداد 1394 :: نویسنده : فاطمه قاسمی


«مسجد سبز» نماد شکوه و عظمت معماری اسلامی در افغانستان 
فارس/ مسجد «خواجه ابونصر پارسا» که به «مسجد سبز» نیز معروف است از مساجد تاریخی ولایت «بلخ» در شمال افغانستان محسوب می‌شود مسجد «خواجه ابونصر پارسا» که به «مسجد سبز» نیز معروف است از مساجد تاریخی ولایت «بلخ» در شمال افغانستان است. شهر بلخ در 20 کلیومتری «مزار شریف» در شمال افغانستان قرار دارد و یکی از شهرهای قدیمی خراسان و جهان محسوب می‌شود که پیشینه آن به قرن‌ها قبل از میلاد مسیح می‌رسد. مسجد خواجه ابونصر پارسا، در مرکز شهر بلخ یکی از مساجد تاریخی افغانستان محسوب می‌شود و از شهرت بسیاری برخوردار است. ابونصر پارسا، شاعر و عارف برجسته قرن نهم هجری قمری، از شخصیت‌های طریقه «نقشبندیّه»که رساله‌ای نیز به زبان فارسی از وی به یادگار مانده است. آنگونه که در کتاب «جغرافیای تاریخی بلخ»، اثر «الهامه مفتاح» ذکر شده است، خواجه «حفیظ‌ الدین، ابونصر پارسا»، پسر و شاگرد عالم و صوفی بخاری «محمد پارسا» بود و در سال 865 قمری در بلخ درگذشت و مزار خواجه ابونصر پارسا در جوار این مسجد قرار دارد. این مسجد از مساجد باشکوهی بوده که در سال 1005 قمری، مرمت و بازسازی گردید و کاشی‌کاری زیبا همراه با مقرنس کاری و نقاشی‌هایی با بهترین رنگ‌ها و نقوش در آن موجود است. گنبد و دیوارهای اطراف این مسجد که سبک و تزئین آن به سبک معماری دوره تیموریان، همراه با رواق‌ها و حجره‌ها همه کاشی‌کاری شده که بر اثر مرور زمان در طبقات فوقانی به دیوارهای آن صدمات جبران ناپذیری وارد شده است. ابعاد مسجد 8 ضلعی بوده و در مقابل آن پیش طاقی و از قسمت داخلی مناره‌های بلندی دارد و در اطراف ستون‌های پیچیده شکلی به چشم می‌خورد. طبق نوشته مفتاح، در کتاب «جغرافیای بلخ»، گنبد مسجد بسیار بزرگ و معماری مسجد بدون شک شاهکار استاد ماهری با سبک خاص خود بوده، و از معماری عصر خود به تنهایی استفاده نکرده است. معماری گنبد این مسجد نشان از آن دارد، که معمار آن در عین پایبندی به معماری عصر خویش، اشکال و سبک خاصی را نیز به صورت مشترک به کار برده است. مسجد خواجه ابونصر، در گذشته 2 سالن بزرگ و چندین دروازه و محراب و منبر داشته است که امروزه، گنبد بلند، تزئین خوب و نقاشی‌ها و کتیبه‌های آن بیننده را به حیرت می‌اندازد. چنین به نظر می رسد که مسجد خواجه ابونصر پارسا یا مسجد سبز، بعد از مرگ وی بنا شده است. تعمیرات این مسجد ابتدا به فرمان «میر فرید ارغوان» در سال 867 هجری قمری، صورت گرفته است و تعمیرات بعدی چنانچه گفته شد در سال 1005 هجری قمری، انجام شده است.

                                  ((فرستنده: حسین حسینی))




نوع مطلب : تحولات افغانستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻃﯽ ﭼﻬﺎﺭﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﻫﻔﺖ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﺍﻟﺮ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﮐﺴﺐ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻭ ﺩﺭ ﻃﺮﻑﻣﻘﺎﺑﻞ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﺩﻭﻟﺖ ﮐﺎﺑﻞ ﺍﺯ ﺳﻬﻢ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺩﺍﺧﻠﯽ ﺑﻪ 20ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﺍﻟﺮ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺍﯾﻦ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺟﺎﯼ ﺧﺮﺳﻨﺪﯼﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺭﺷﺪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﻣﺎ ﺑﻪ 20 ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﻭ 7000ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﯾﻢ؟ ! ﺭﻭﺯ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺁﮊﺍﻧﺲ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺑﯿﻦﺍﻟﻤﻠﻠﯽ‏( ﯾﻮﺳﺎﯾﺪ ‏) ﺩﺭ ﻣﻄﻠﺒﯽ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺖ ﺳﻪﺩﻫﻪ ﺟﻨﮓ ﺩﺭ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ، ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﺩﻭﻟﺖ ﮐﺎﺑﻞ ﺑﺎﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻧﺎﺧﺎﻟﺺ ﺩﺍﺧﻠﯽ ﺑﻪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ 20 ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﺩﺍﻟﺮ، ﺭﺷﺪ ﭼﺸﻢﮔﯿﺮﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻗﻢ ﭘﻨﺞﺑﺮﺍﺑﺮ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻧﺎﺧﺎﻟﺺ ﺩﺍﺧﻠﯽ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 2002
ﺍﺳﺖ .ﻗﻄﻌﺎ ﺍﯾﻦ ﺧﺒﺮ ﺧﻮﺷﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻃﺮﻑ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺑﺮﺭﺳﯽﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﻣﻮﺳﺴﻪ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ،ﺣﻀﻮﺭ 14 ﺳﺎﻟﻪ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﺍﺭﺗﺶ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺩﺭ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺩﺭﻫﺮ ﺳﺎﻋﺖ 4 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺩﺍﻟﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﺩﻫﻨﺪﮔﺎﻥ
ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺩﺭ ﺑﺮ ﺩﺍﺭﺩ . ﺍﮔﺮ ﻫﺮ ﺳﺎﻝ ﺭﺍ 365 ﺭﻭﺯ ﺑﺪﺍﻧﯿﻢ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻫﺮ ﺳﺎﻝ 8760ﺳﺎﻋﺖ ﻭ ﻫﺮ ﺳﺎﻋﺖ 4 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺩﺍﻟﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪ، ﺳﺎﻟﯿﺎﻧﻪ ﺑﺎﻟﻎﺑﺮ 35 ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﺍﻟﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺭﻗﻢ ﺭﺍ ﺿﺮﺏ ﺩﺭ14 ﺳﺎﻝ ﮐﻨﯿﻢ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻨﮓ ﺩﺭﮐﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻗﺮﯾﺐﭘﻨﺠﺼﺪ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﺍﻟﺮ ﻣﯽﺷﻮﺩ .ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻗﻢ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﺭﻗﺎﻡ ﻏﯿﺮ ﺭﺳﻤﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻣﻘﺎﻣﺎﺕ ﮐﺎﺥ ﺳﻔﯿﺪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﺫﻋﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪﺟﻨﮓ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﺎﻻﺕ ﻣﺘﺤﺪﻩ ﺍﺯ ﺳﺎﻝ 2001ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ 700 ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﺍﻟﺮ ﻭ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ 35 ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﺍﻟﺮ ﺩﺭﺳﺎﻝ ﺟﺎﺭﯼ ﻣﯿﻼﺩﯼ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺩﺭ ﺑﺮ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 2010 ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﺮﺯ ﺳﺎﻻﻧﻪ ﺻﺪﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﺍﻟﺮ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻧﻤﻮﺩ .ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﻋﺪﺍﺩ ﻭ ﺍﺭﻗﺎﻡ ﭼﻨﺪ ﺳﻮﺍﻝ ﭘﯿﺶ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﮐﻪ ﺁﯾﺎﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﯾﮏ ﺑﺎﺗﻼﻕ ﭘﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼﻧﺎﺗﻮ ﺑﺨﺼﻮﺹ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻭ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟ ﺁﯾﺎﻭﺍﺷﻨﮕﺘﻦ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﺑﺪﺳﺖ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩﺩﺭ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟ ﺍﺻﻼ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﮐﺎﺥ ﺳﻔﯿﺪﺍﺯ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ؟ﻣﻄﻠﺐ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻣﮕﺮ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﻃﺎﻟﺒﺎﻥﭼﻘﺪﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻫﺰﯾﻨﻪﻣﺎﻟﯽ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺗﻠﻔﺎﺕ ﺟﺎﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ؟ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭﯾﺎ ﻫﻢﺑﺮﯾﺰﯼ، ﻣﺜﻞ ﺳﺪ ﺟﻠﻮﯼ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻨﺪ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ . ﺷﺎﯾﺪﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺣﺘﯽ ﻧﺘﻮﺍﻧﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﻣﺒﻠﻎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺍﺣﺪ ﺍﻓﻐﺎﻧﯽﺣﺴﺎﺏ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﯾﺎ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﻏﺬ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﻢ . ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﯽﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ؟تﻨﻬﺎ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ،ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻫﯿﻼﺭﯼ ﮐﻠﯿﻨﺘﻮﻥ ﻭﺯﯾﺮ ﺧﺎﺭﺟﻪ ﺳﺎﺑﻖ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎ،ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺎﺥ ﺳﻔﯿﺪ ﺍﺳﺖ . ﺯﻣﺎﻧﯿﮑﻪﺑﺮﺧﯽ ﺳﻨﺎﺗﻮﺭﺍﻥ ﻣﺠﻠﺲ ﺳﻨﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﺼﻮﯾﺐ ﻣﺠﺪﺩﺑﻮﺩﺟﻪ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺟﻨﮓ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﮐﺮﺩﻧﺪ .ﻫﯿﻼﺭﯼ ﮐﻪ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﻧﺎﻣﺰﺩ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﺭﯾﺎﺳﺖ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻭﺯﯾﺮ ﺧﺎﺭﺟﻪ ﺑﻮﺩ، ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺁﻧﺎﻥﺣﻀﻮﺭ ﯾﺎﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺍﮔﺮ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯿﺪ، ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺎﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ ﺩﻫﻢ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﯾﻢ،ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺸﻮﺭ ﺧﺮﺝ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ . ﺗﺼﻮﯾﺐ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩﺟﻪ ﺩﻩﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎﺯﺩﻫﯽ ﻭ ﺳﻮﺩﺁﻭﺭﯼ ﺩﺍﺭﺩ!!!ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﺭﺍﯾﻪ ﺁﻣﺎﺭ ﻭ ﻣﺪﺍﺭﮎ ﻣﻮﺟﻮﺩ، ﻣﺠﻠﺲﺳﻨﺎ ﺑﺎ ﺭﺿﺎﯾﺘﯽ ﮐﺎﻣﻞ ﺑﻮﺩﺟﻪ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺩﺭﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺩﺍﺩ .ﺣﺎﻝ ﻓﺎﺭﻍ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺩﺭ ﺁﻣﺪﯼ ﮐﺎﺥ ﺳﻔﯿﺪ ﺍﺯ ﮐﺠﺎﯼﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ :ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺗﺎ ﮐﻨﻮﻥ 700 ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﺍﻟﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ،ﭘﺲ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﻭﺯﯾﺮ ﺧﺎﺭﺟﻪ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺩﻩ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺁﻥ ﺭﺍﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ، ﯾﻌﻨﯽ 7 ﻫﺰﺍﺭ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﺍﻟﺮ ﮐﻪ ﺍﮔﺮﺑﻪ ﺭﻗﻢ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ : 7.000.000.000.000 ﺩﺍﻟﺮ .ﺣﺎﻝ ﺗﻮ ﺧﻮﺩ ﺑﺨﻮﺍﻥ ﺣﺪﯾﺚ ﻣﻔﺼﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺠﻤﻞ ﮐﻪﭼﺮﺍ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺗﻤﺎﯾﻞ ﺑﻪ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺩﺭ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ !ﻭ ﺟﻮﺍﺏ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﺷﻮﺩﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻣﻘﺎﻣﺎﺕ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﻭﺍﮔﺬﺍﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﺗﺎ ﺁﻧﻬﺎﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻨﺒﻊ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﻏﺮﺏ ﺍﺯ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺍﺯ ﻣﻨﺎﺑﻊﻏﻨﯽ ﺍﻭﺭﺍﻧﯿﻢ ﻭ ﻣﻌﺎﺩﻥ ﮐﺸﻮﺭ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﺍﺯ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ 40ﺑﺮﺍﺑﺮ ﮐﺸﺖ ﺧﺸﺨﺎﺵ ﻭ ﯾﺎ ﺍﺯ ﻏﺎﺭﺕ ﺁﺛﺎﺭ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ؟ ﻭ ﯾﺎﺍﺯ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﯽ ﺧﺒﺮﯾﻢ؟ﻭ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﭘﺎﺭﺍﮔﺮﺍﻑ ﺍﻭﻝ ﺧﺒﺮ ﮐﻪ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻃﯽ ﭼﻬﺎﺭﺩﻩ ﺳﺎﻝﻫﻔﺖ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﺍﻟﺮ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﮐﺴﺐ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺯﻃﺮﯾﻖ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻭ ﺩﺭ ﻃﺮﻑ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﺩﻭﻟﺖ ﮐﺎﺑﻞ ﺍﺯﺳﻬﻢ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺩﺍﺧﻠﯽ ﺑﻪ 20 ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﺍﻟﺮ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺍﯾﻦﻭﺍﻗﻌﺎ ﺟﺎﯼ ﺧﺮﺳﻨﺪﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺭﺷﺪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﻣﺎ ﺑﻪ 20ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﻭ 7000 ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﯾﻢ؟ !

کی پاسخگوی این ظلم است ؟
دولت مردان افغانستان خوابند ؟

                                              ((فرستنده: مریم بربری))




نوع مطلب : تحولات افغانستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 

افغانستان کشوری شدیدا کوهستانیست که رودخانه های پرآبی دارد که بدلیل وضعیت جغرافیایی بدون استثنا همگی رودها از افغانستان خارج و به کشورهای همسایه سرازیر می شود (لب تشنه در جوار دریا). نمونه بارز آن هریرود، هیرمند، آمودریا و رودکابل است. اگر دولت افغانستان بخواهد منافع همسایگان را اولویت دهد باید هیچ سدی نسازد و فقط بعنوان خریدار انرژی همیشه وابسته به همسایگان باشد! و کشاورزی آن هم با بی آبی بسازد. بعنوان مثال آمودریا رود پر آبیست که در برخی مکانها حتی قابل کشتیرانی نیز هست. از کوههای هندوکش سرچشمه می گیرد و افغانستان هم هیچ سدی روی آن نساخته است. پس از تلاقی با چند رود دیگر باید به دریاچه آرال بریزد. امروزه دریاچه آرال خشکیده و عملا بدلیل استفاده زیاد کشورهای همسایه از آمودریا برای مصارف کشاورزی و برق هیچ آبی به آرال نمی ریزد! آیا اگر افغانستان هم سد یا سدهایی در بالادست روی آمودریا بسازد تا زمینهای خشکیده خود را سیراب کند باید متهم شود. بخش اعظمی از هریرود (650 کیلومتر) در خاک افغانستان جریان دارد و البته مرزی نیست. از عجایب مدیریت آن است که ایران و ترکمنستان بدون توجه به سرچشمه ، در پایین دست سرمایه گذاری کلان نموده، روی هریرود سدی مرزی! احداث کرده و حتی بصورت راهبردی روی آن برنامه ریزی نیز می کنند و حال که دقیقا همین کار را همسایه بالادست می خواهد در خاک خود و صدها کیلومتر دورتر از مرزهای ایران انجام دهد با این گلایه ها مواجه می شود! احتمالا در تابستان آینده هم که آب در مشهد کم شد مدیریت ضعیف و ناکارآمد خود را متوجه مهاجرینی خواهند کرد که در مشهد ساکنند البته چه دیواری کوتاهتر ازآن! لطفا توجه نمایید که دشت مشهد بدلیل صدور بیش از اندازه مجوز حفر چاه عمیق و نیمه عمیق درحال نشست است به طوری كه در سال 1385 مقدار نشست زمین به حدود 24 سانتیمتر رسیده و باعث نگرانی مسئولین شده بود. افغانستان شدیدا با کمبود انرژی برق روبروست و زمینهای مستعد کشاورزی زیادی دارد که با خشکسالی های اخیر در آستانه خشکیدن است. آیا نباید دولتمردان افغانستان قبل از پرداختن به هامون و سد دوستی و آرال فکری برای مشکل انرژی و آب کشاورزی خود نماید. البته مطمئنا اگر خشکسالی نبود آب هریرود به سد دوستی و آب هیرمند به هامون نیز می رسید . همانطور که دیگر آبی در پایین دست برای زاینده رود و کارون و دریاچه ارومیه و بختگان وجود ندارد. راستی چرا دولتمردان ایران اقدامی برای تخریب سدهایی که آب را بر آبادان و اهواز یا دریاچه ارومیه بسته اند نمی کنند. چرا آب را با وجود نارضایتی استانهای زاگرس نشین برای شهرهای قم و کارخانه های ذوب آهن انتقال می دهند. لطفا کمی در انتقاد منصف یاشید و یکسویه به قاضی نروید. هر کشوری حق دارد از منابع با اولویت منافع داخلی استفاده کند.
                                              فرستنده مطلب: خانم مریم بربری





نوع مطلب : تحولات افغانستان، تاریخ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 6 آذر 1393 :: نویسنده : علی علیپور


ساخت بزرگ‌ترین مرکز دینی توسط عربستان سعودی در شهر کابل، یکی از مهم‌ترین طمع هایی بود که حامد کرزی به دل آل سعود انداخت تا آنها اکنون در دولت جدید به ریاست جناب اشرف غنی (که در اولین سفر خارجه اش به بهانه ادعای حج عمره با سران آل سعود دیدار و گفتگو کرد) به این آرزوی خود دست یابند.

روز گذشته سرپرست وزارت حج و اوقاف با هماهنگی سفارت عربستان سعودی در کابل قرارداد ساخت یک مرکز آموزش اسلامی با مساحت 119 هزار متر مربع را با یک شرکت عربستانی امضا کرد که قرار است در آینده ای نزدیک ساخت این مرکز در تپه مرنجان واقع در جنوب شرق پایتخت کشور ما آغاز شود.



از زمان‌های گذشته تاکنون وزارت معارف افغانستان سعی در ساخت مدارس مذهبی در داخل خاک کشور داشت تا طلاب علوم دینی برای فراگیری دروس مذهبی، به مدارس پاکستان نروند زیرا تصور بر این بود که مدارس دینی پاکستان، نقش مهمی در تربیت اعتقادی طالبان و تجهیز عوامل انتحاری دارند چون که در این مدارس به طلبه‌های جوان گفته می‌شود که جنگ در افغانستان علیه نیروهای خارجی و دولت، جهاد برحق است.

رییس جمهور پیشین کشور نیز تصور می‌کرد که با ساخت یک مرکز آموزش مذهبی با پول عربستان، می‌تواند جایگزینی برای مدارس پرنفوذ پاکستانی بسازد. اما غافل از این بود که عربستان یکی از بزرگ‌ترین حامیان مالی همان مدارسی است که طالبان در آن پرورش می‌یابند و برای جهاد علیه دولت افغانستان، سلاح‌ به ‌دست می‌گیرند و واسکت های انتحاری می‌پوشند. اما با به وجود آمدن گروه داعش، سران آل سعود مصروف مزدوران پرورش یافته ی نوپای خود شدند و کمی از حساسیت ایجاد این مرکز به اصطلاح اسلامی در کابل کاسته شد ولی سفر جناب اشرف غنی به عربستان دوباره آنها را به طمع انداخت تا مهد پرورش طالبان و تکفیریها را از پاکستان به افغانستان منتقل نمایند.

شاید اشرف غنی هم مانند کرزی با صدور اجازه‌ ساخت این مرکز، در کوتاه‌مدت به دنبال اهداف سیاسی خاص باشد، اما در بلندمدت سنگ‌بنای افراطیت «سلفی» و طالبانی را در کشور ما گذاشته می شود. همان افراطیتی که با دین سنتی افغانستان مخالف است، زیارتگاه‌های مردم را تخریب می‌کند، بناها و مجسمه‌های تاریخی‌شان را با مواد منفجره از بین می‌برد، اقلیتهای مذهبی و هزاره‌ها را کافر نامیده و آزار و اذیت می‌کند و برای زنان هیچ حق اجتماعی قایل نیست.

شاید برای شما سوال پیش آید که باید از چه چیز نفوذ مذهبی عربستان در افغانستان نگران باشیم؟ در پاسخ باید گفت: وهابیتی که عربستان با دالرهای بی‌شمار خود در جهان اسلام و اکنون در افغانستان ترویج می‌کند، برای ما بسیار خطرناک است. طالبان دقیقاً به دنبال همان توصیفی از دین اسلام‌ هستند که عربستان سعودی از طریق شبکه‌ای از مدارس تحت پوشش خود به دنبال آن می‌باشد.

برای ما که آشنایی کامل با عقاید طالبان داریم کاملا مشهود است که عربستان سعودی، اختلاف ایدئولوژیک و مذهبی با طالبان و القاعده و داعش ندارد. در عربستان دولت منتخب مشروعیت ندارد، زنان نمی‌توانند در بیرون از خانه کار کنند، آنان شناسنامه و هویت هم ندارند، اگر نیاز به عمل جراحی داشته باشند باید شوهر و یا پسر بزرگ آنها به داکتر اجازه دهند، زنان برای بیرون رفتن از خانه نیاز به همراهی یک محرم دارند، پولیس امر به‌ معروف با خشونت تمام زندگی روزمره‌ مردم را کنترل می‌کند.

در کتاب‌های مدارس آنجا، به دانش‌آموزان گفته می‌شود که در جهان اسلام دو نوع مسلمان وجود دارد: یکی، مسلمانان واقعی و هدایت شده است که عبارت از وهابیون هستند. دوم، مسلمانانی هستند که در ظاهر مسلمانند و کشتن برخیها از آنها با وجود اعتقاد به خدا و رسول و معاد و ادای فرایضی نماز، روزه،حج و ....، واجب و خونشان مباح است.

اینکه می گوییم تاسیس مرکز ملک عبدالله در کابل تبدیل به مرکز پرورش طالبانیسم می شود، بدین جهت است که در مدارس مذهبی تحت حمایت عربستان سعودی، اسلام رایج در ترکیه و اندونزی و مصر تدریس نمی‌شود بلکه به کودکان ما در کابل همان چیزهایی تدریس خواهد شد که به طلبه‌های "تحریک طالبان" در کویته یاد داده می‌شود.

براساس گزارش‌های مختلف، می‌دانیم که عربستان سعودی و شبکه‌ای از سازمان‌های خیریه‌ ثروتمند در این کشور، بزرگ‌ترین منبع اصلی کمک به سازمان‌های افراط‌گرایی مانند طالبان ‌و داعش هستند به نحوی که هیچ کشوری به اندازه عربستان روی مدارس مذهبی و ترویج «وهابیسم» سرمایه‌گذاری نکرده و پول مصرف نمی‌کند.

لذا بسیاری از آگاهان مسایل دینی و سیاسی بر این باورند که با اجرایی شدن حکم تاسیس مرکز ملک عبدالله در کابل، بازگشت مجدد اسلام طالبانی به افغانستان رقم خواهد خورد چرا که مخالفان دولت چه طالب باشند چه لشکر طیبه، تفکر آنان الهام گرفته از اسلام وهابی عربستان است. همان دین افراطی ای که غرب تلاش می کند با گسترش آن از درون به اسلام ناب محمدی (ص) ضربه بزند.

با این توضیح که رسانه های غربی آنقدر اسلام طالبانی را تبلیغ کرده اند که در نهایت هم‌اکنون بسیاری در غرب آنچه از اسلام می‌دانند، اسلام طالبانی و اسلام القاعده و اسلام داعش است نه اسلام ناب، که با هیچ کدام از آموزه‌های اسلام حقیقی هم‌خوانی ندارد.

راه‌اندازی این مرکز به اصطلاح دانشگاهی و علمی در افغانستان نیز برای ترویج مبانی اسلام طالبانی و افراطی است که به ظاهر بین‌المللی و برای ترویج دین و دانش می باشد اما در باطن برای رشد حرکت‌های وهابی‌گری و افراطی است به همین دلیل هم هیچ مخالفتی از سوی آمریکاییها برای احداث چنین بنای اسلامی ای صورت نمی گیرد.

آنچه مسلم است وهابی‌ها با صرف هزینه های هنگفت می‌خواهند مجددا افغانستان را به مرکز اسلام طالبانی تبدیل کنند. شاید عده ای بگویند تاسیس یک مرکز به اصطلاح اسلامی و علمی با امکانات رفاهی، ورزشگاه، خوابگاه، مسجد بسیار بزرگ با ظرفیت پذیرش پانزده‌هزار نمازگزار و ... می تواند پیشرفت برای کشور محسوب شود، اما باید بدانند که آسیبهای این پیشرفت بسیار بسیار بیشتر از فواید آن است.

اگر تا دیروز می ترسیدیم که جوانان علاقمند به علوم دینی افغانستان، در پاکستان تبدیل به طالب شوند، اکنون حامیان طالبان یعنی عربستان و پاکستان اینگونه تلاش کردند که جوانان کشور ما در پایتخت کشور خود ذهن هایشان شستشو داده شود و به اسلام افراطی و طالبانی روی بیاورند.

اگر کسی در حقانیت این موضوع شک دارد خوب است نگاهی بیندازد به تعداد کثیری از مدارس دینی در پاکستان که با کمک مالی عربستان برای ترویج تفکر وهابیت تاسیس شده که این مدارس سرآغاز ورود تفکر افراطی و تندرو به پاکستان بوده است که اکنون نه به شیعه رحم می کنند نه به سنی.....

عزیزان این را بدانید كه اسلام السعود همان مفكوره طالبان و داعش و لشكر جنگوی و سپاه صحابه بكو حرام وغیره است كه السعود تامین كننده مخارج تمام گروهای ترورستی درتمام جهان است

كشورتان خانه تان است لطفا این ویروس مهلک را در خانه تان راه ندهید عزیزان من این را بدانید كه تمام انتحاری ها ثمره همان مدارس به اصلاح دینی و إسلامی است

من بعنوان یک انسان وطن دوست از تمام رهبران افغانستان و داشمندان و محصلان و متفكران علما و ریش سفیدان و خواهران و برادران از كوچک و بزرگ مخلصان خواهش می كنم كه نگذارید كه كشورتان به مركز آدمًخواران تبدیل شود كه كشورتان را ویران و برای همیشه نابود خواهد كرد كه نسل های آینده و تاریخ شمارا نخواهد بخشید.





نوع مطلب : تحولات افغانستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
رییس جمهور غنی طی یک سفر دو روزه با هیاتی حکومتی به پاکستان رفت. روابط افغانستان با پاکستان از پر تنش ترین روابط از رابطه های 13 ساله ی کرزی است. باوجود بیش از 20 بار سفر ایشان به پاکستان مناسبات همچنان پرفراز و نشیب و پرتنش بجا ماند ه است و هیچ گونه تغییری در رویکرد به وجود نیامده است. مقامهای ارشد در کشور پاکستان در حالی از فصل تازه ی روابط حرف می زنند که براساس حرف پنتاگون این کشور از مداخله در افغانستان دست برنداشته است و با استفاده از نیروهای نیابتی جنگ را در افغانستان دنبال می کند. اما پشت پرده ی رفت و آمد مقام های پاکستانی چه حرفی نهفته است و آیا حکومت جدید راه جدیدی را در برخورد با همسایه ی پرتنشش روی دست گرفته است؟

احمد سعیدی دیپلمات پیشین افغانستان در پاکستان در برنامه «100 روز پس از تحلیف» گفت: بعد از تشکیل حکومت وحدت ملی، پاکستان با چالشهای گوناگونی دست و پنجه نرم می کند. که عبارتنداز: فشار هندوستان، وضعیت بغرنج داخل پاکستان که تظاهرات عمران خان و طاهر قادری است، حمله ی طالبان پاکستان به خود این کشور که در منطقه ی دهلی کشته و تلفات زیادی داشت، پیوستن تعدادی از طالبان به باورهای داعشی، همچنین فشار آمریکا برای عدم همکاری پاکستان بر علیه تروریزم، علاقه مندی چین از نظر پارتنر قوی پاکستان به خاطر مصالحه در صلح. این مسایل دست به دست هم داده و خوشبینی هایی برای افغانستان به وجود آمده تا رییس جمهور به این کشور برای دعوت به صلح سفر کند.

وی افزود: از طرفی طالبان قطر و حزب اسلامی حکمتیار هم به مذاکره علاقمندی نشان داده اند، نتیجه همه این مذاکرات به آمدن نیروهای ناتو بستگی دارد که یک ماه و اندی باقی مانده است. چون این گروهها اعلام کرده اند که: «ما مذاکره می کنیم به شرطی که نیروهای خارجی در افغانستان نباشند.»

سعیدی عنوان کرد: آمدن یک هیات دولتی پاکستان و دو هیات نظامی به افغانستان به پیشنهاد و دیدگاه دولت افغانستان بر می گردد. در حال حاضر رهبری افغانستان می داند که حکومت مولتی در پاکستان تاثیرگذار نیست و نمی تواند کاری از پیش ببرد. وقتی که سرتاج عزیز به کابل آمده بود، دکتر غنی گفت: «ما باید با نظامی های پاکستان مذاکره کنیم» برای همین نوازشریف و ادوان اختر آمدند و مذاکراتی با افغانستان داشتند. ادوان اختر در حال حاضر رییس ISI است. این موضوع به این معنی است که کشور ما می خواهد صلح از جانب نظامی های پاکستان انجام بگیرد نه از طرف سرتاج عزیز و نه از طرف نواز شریف.

دیپلمات پیشین پاکستان اظهار داشت: یکی از دلایل آمدن این سه تن به افغانستان سبک سنگین کردن روحیه، دیدگاه و برنامه های حکومت وحدت ملی است. به مدیریت سیاسی ما برمی گردد که در سفر به پاکستان، از فشارهای ملی و بین المللی که بر این کشور وارد است چطور به نفع افغانستان استفاده کنیم. دولت باید در این سفر، کاری مثبت در این رابطه انجام دهد. امیدوارم هستم که آقای غنی از سفر پاکستان غنی برگردد. ابتدا باید به این درک برسیم که پاکستان از ما چه می خواهد، خود ما هم بدانیم که از آنها چه می خواهیم. باید در این داد و ستد منافع ملی در اولویت باشد.

احمد سعیدی تصریح کرد: ابلاغیه پنتاگون نشان می دهد که رهبری پنتاگون به حکومت وحدت ملی خوشبین تر است و می خواهد نسبت به دوره ی قبل از این دولت پشتیبانی بهتری کند و با این ابلاغیه این موضوع را به پاکستان نیز نشان داده است. بعد از قرارداد امنیتی نیروهای آمریکا ده سال در افغانستان حضور دارند. آیا پاکستان ده سال حوصله جنگ با آمریکا را دارد.

به باور سعیدی، وقتی ما به نتیجه مثبت می رسیم که از وضعیت داخلی افغانستان دیگاه واحدی پیدا شود. کشورهای منطقه و کشورهای غربی با ما همکاری کنند. اگر پاکستانی ها برای صلح صداقت داشته باشند، حتی اگر جنگ نابود نشود کاهش پیدا می کند.

وی گفت: پاکستان علاقه ندارد که در افغانستان حکومتی قوی مثل خودشان داشته باشیم که باهند متحد نشویم، این کشور می خواهد حکومت قومی افغانستان باعث این نشود که بلوچها و پشتونها آزادی بخواهند و برای پاکستان مشکل ایجاد کنند. اگر افغانستان از لحاظ اقتصادی خودکفا شود، کالاهایی که از راه آسیای میانه به پاکستان وارد می شود کاهش می یابد.

احمد سعیدی در پایان گفت: پیشنهاد من به دولت این است که در این سفر این موضوعات را مطرح کند: حقوق آبی خود را مطرح کند، از نظر حقوق بین الملل ما حق داریم که از بندر کراچی و گوادر و ایران از بندرعباس به ما به طور رایگان راه آبی بدهند. در طول تاریخ این حق مطالبه نشده است. پاکستان و ایران هر دو می گویند که ما هیچ گونه مداخله ای در افغانستان نکرده ایم. دولت در این سفر مطرح کند که کشورهای پاکستان و ایران به کابل بیایند و در حضور چین و هندوستان و انگلستان و کشورهای دنیا به کابل بیایند و تعهد بدهند که در امور افغانستان مداخله نمی کنند.



نوع مطلب : تحولات افغانستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 29 آبان 1393 :: نویسنده : علی علیپور

در حالی حملات انتحاری شدت پیدا کرده و نگرانی های امنیتی هم از سوی طالبان و شبکه های تروریستی القاعده و حقانی و حتا داعش بیشتر می شود؛ مردم هنوز بیم دارند از این که هراس افگنان با راه اندازی موجی از خشونت و ترور در جامعه، فضای امنیتی و سیاسی کشور را مسموم و غیر قابل تحمل سازد.

رییس اجرائیه حکومت می گوید که نیروهای افغان از توانایی خوبی برخوردار می باشند و بدون حمایت نیرو های بین المللی نیز می توانند از کشور شان دفاع کنند و نیروهای امنیتی نمی گذارند خوابی را که دشمنان افغانستان دیده اند به واقعیت بپیوندد.

پس از خروج نیروهای خارجی از افغانستان نگرانی های واقعی وجدی در باره امنیت این کشور وجود دارد. نیروهای امنیتی علیرغم تلاش هایی که تاهنوز صورت گرفته، به آن حدی از ظرفیت کاری نرسیده که بتواند تمام چالش های امنیتی را پاسخگو باشند. یکی از نگرانی ها این است که نیروهای امنیتی تا حالا به گونه درست تجهیز نشده و نیرو های هوایی این کشور نیز با مشکلات کمبود امکانات لازم روبرو می باشد. پایین بودن ظرفیت های مسلکی و کمبود تجهیزات و امکانات نظامی، مؤثریت این نیروها را زیر سؤال برده است. امروزه افغانستان با بزرگترین و خطرناکترین شبکه های تروریستی رو برو می باشد. اگر چه اهداف شبکه های تروریستی را ممکن است کشورهای دیگر تشکیل دهد؛ اما آنها جغرافیای افغانستان را برای ایجاد پایگاهها و آموزشگاههای تروریستی خود بسیار مناسب می دانند. از اینرو برای سیطره بر این سرزمین از هیچ کوششی فرو گذار نخواهند کرد.

سازمان های تروریستی منطقه در حال حاضر از پیشرفته ترین تسلیحات و تجهیزات نظامی و استخباراتی برخوردار می باشد و می تواند پیچیده ترین عملیات ها را سازمان دهی و به اجرا در آورد. نیروهای امنیتی زمانی می تواند در برابر هراس افگنان و تروریستان مقابله کنند که هم از توان و ظرفیت بالای مسلکی برخوردار باشد و هم تجهیزات، تسلیحات و امکانات مدرن را برای کشف و خنثا سازی طرح های دشمن در اختیار داشته باشد.

اگرچه خوشبینی و اعتماد مردم نسبت به توانایی نیروهای امنیتی در دو سال اخیر بهبود یافته، اما با آنهم شهروندان کشور مطمئن نیستند که این نیروها بتوانند امنیت کشور و شهروندان را حفظ کنند و با دشواری های امنیتی به وجود آمده از سوی شبکه های تروریستی مقابله کنند.

پیمان های استراتژیک با حامیان بین المللی و بخصوص پیمان امنیتی با آمریکا می تواند درتضمین دوام کمک ها و حمایت های بین المللی از افغانستان مؤثر واقع شود. اگر پس از این جامعه جهانی روی آموزش و تجهیز کامل نیروهای امنیتی تمرکز نمایند؛ امیدواری برای بهبود امنیت در کشور بیشتر می گردد. نیروهای آیساف و ناتو حدود یک و نیم ماه بعد یعنی در پایان سال 2014 میلادی از افغانستان خارج می شوند؛ اما نزدیک به ده هزار سرباز امریکایی در این کشور باقی خواهند ماند. این نیروها گرچند مسؤلیت های نظامی و عملیاتی را به عهده نخواهند داشت و صرف در موارد خاص با شبکه های القاعده مقابله خواهند کرد؛ اما نفس حضور نظامیان آمریکا و سایر کشورها در افغانستان و حمایت آنها از دولت و مردم این کشور، دشمنان مردم را نسبت به تغییر نظام کنونی مأیوس می سازند و کشورهای منطقه نیز، که تعقیب منافع خود در افغانستان را به خلأ های امنیتی و سیاسی در این کشورارتباط داده است، جرأت دخالت صریح در امور داخلی افغانستان را از دست می دهد.

به هر حال ما باید بپذیریم که برای تمویل و تجهیز نیرو های امنیتی به کمک های جامعه جهانی به شدت نیاز داریم و باید در این زمینه همکاران بین المللی افغانستان تحت فشار گذاشته شود تا قبل از سال دو هزارو شانزده و خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان نیروهای امنیتی کشور را از لحاظ تجهیزات نظامی، هوایی و زمینی، به خود کفایی برسانند. در غیر این صورت انتظار مقابله این نیروها با گروهای مختلف هراس افگن دشوار خواهد بود. به گفته رییس اجراییه در حال حاضر مخالفان مسلح در مقایسه با نیروهای امنیتی از سلاح های پیشرفته تری برخوردار می باشند؛ پس با این حال چگونه ما انتظار داشته باشیم که امنیت در کشور به شکل درست تأمین شود.





نوع مطلب : تحولات افغانستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 8 آبان 1393 :: نویسنده : علی علیپور

به تجربه ثابت شده است که مردم افغانستان از لحاظ آمادگی در عرصه های مختلف عملی، علمی و فکری  درحد بالای قرار دارند. مهاجران که در کشورهای همسایه اندک فرصتی یافته اند، با وجود سختی ها و نا بسامانی های مالی و امنیتی میزبانان را از پیشرفت ها و نبوغ فکری و ذهنی شان شگفت زده کرده اند، شما وقتی ناظران، متولیان و مدرسان مدارس، دانشگاه ها و حوزه های علمیه را در مورد افغان ها سوال کنید اگر تعصب نداشته باشند، خواهد گفت که بچه های محصل افغانستان اکثر به اتفاق شان نابغه اند. خودم چندین بار از زبان اساتیدم شنیدم که اگر به این افغانی ها فرصتی خوبی پیش بیاد دنیا را از آن خود می کنند و حتی به زودی از کشورهای چون ژاپان جلو می افتند. این  حرف مبالغه و از خود ستایی نیست، و نظر دیگران نسبت به ماست که البته برای شان ثابت شده اند که چنین است.

عزیزان با ورکنید شما هرکدام تان نخبه و گنجینه های پنهانی هستید که تاهنوز به خاطر مشکلات کشوری و نبودن امکانات و  زمینه مناسب استعداهای تان کشف نشده است.

آقای رحیم پور ازغدی یکی از اساتید مطرح در عرصه سخنوری و جامعه علمی ایران است ایشان بارها و بارها شاید شنیده باشید که نظر خاصی به دانش پژوهان، مرم، و تمدن کنهن افغانستان و دانشمندان گذشته دارد؛ دانشمندان که تاهنوز جامعه علمی در سراسر جهان از آثار آنان بهره مندند و همه به بزرگی و عظمت آنان اعتراف دارند اشخاص چون بوعلی سینای بلخی فیلسوف و نابغه تاریخ، فارابی که عنوان معلم دوم را در جهان دارد، آخوند خراسانی، سید جمال الدین افغانی اسد آبادی، خاجه عبدالله انصاری، فردوسی، زر توشت، شهید مطهری و... از مردم افغانستان است.

 در تاریخ 3 برج 7 93 نشستی با عنوان تبیین ابعاد علوم انسانی با سخنرانی رحیم پور ازغدی داشتیم که ایشان مطالب زیادی در مورد افغانستان و دانش پژوهان گفت و در خصوص دانشمندان سابق افغانستان گفت: اگر ملاک تولد و سرزمین را در نظر بگیریم همه خارج از ایران و همه از افغانستان هستند.

البته هیچ گاه سنگ افتخار دانشمندان گذشته را بدون همت و تلاش خود مان، به سینه نزنیم، ما اگر از آنها یاد می کنیم، از مقام علمی و شخصیتی شان تجلیل به عمل می آوریم، یک دلیلش نمایاندن الگو برای جوانان افغانی است. ما باید تلاش کنیم که بازهم جایگاه آنان را پرکنیم و یک بار دیگر با علم آموزی و تلاش و کوشش خود، به جهانیان نشان دهیم که ما وارثان علم و تمدن فرهنگیم، ما وارثان بوعلی سینا ها و فاربی ها هستیم. بنابراین نام بردن از دانشمندان سابق خاک ما به به خاطر افغانی بودن و مسئله ی میلت و خون و نژاد برتر بودذن و... (چنانچه در کشورهای بسیاری وقتی از دانشمندانشان یاد می کنند بیشتر جنبه خون و خاک را در نظر دارند)، نیست، بلکه آگاهی دادن به نسل کنونی افغانستان است که بایستی از آنها الگو برداری کنند و نپندارند که ما ناتوانیم و فکر نکنند که ما همیشه مهاجر و بدبخت بوده ایم و در طول تاریخ کشور وسابقه ی روشن نداشته ایم. متاسفانه بچه های مهاجر ما در پس کوچه های غربت مهاجرت چنان هویتش را گم کرده اند که نمی دانند متعلق به کجاست؟ و نمی دانند که متعلق به سرزمینی است که او به دنیا آمده اما او را نمی پذیرد و یا متعلق به کشوری است که امروزه با صدها گرفتاری و بدبختی دست و پنجه نرم می کند.

جوانان و نسل نو شکفته افغان!! به هوش باشید که اگر بخواهیم به هویت اصلی مان باز گردیم و یک بار دیگر به قله های علمی و فرهنگی جهان دست یازیم، اولین قدم این است که دست به دست هم بدهیم  تا با هم فکری و هم دلی و همسویی کشور و سرزمین مان را از چنگ بیگانگان برهانیم و خود پرچم اقتدار را در آفاق خاک و دل مان برافرازیم. ما هیچ وقت نمی توانیم در دامان کشورهای دیگر رشد کنیم. ملت ما، نسل جدید افغانستان باید تا کنون به این نتیجه رسیده باشند که از دیگر پرستی چیزی حاصل نمی شود و راه چاره این است که اختلافات فکری، قومی و مذهبی را کنار بگذارند و مثل برادران همدل و هم کیش و هم آرمان، دوشادوش بسوی پیشرفت و ترقی حرکت کنند.

 باتشکر





نوع مطلب : تحولات افغانستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 3 آبان 1393 :: نویسنده : علی علیپور

آقای رییس‌ جمهور کشور!

این نامه را برای شما می‌نویسم. نمی‌دانم، شاید مثلِ آقای رییس‌ جمهور کرزی، نخواهید نامه‌ای از شهروندان کشورتان را بخوانید، یا فرصتی برای خواندنش نیابید. می‌دانم که شما خیلی متفاوت‌تر از کرزی عمل می‌کنید؛ ولی باز هم اگر اندک فرصتی هم‌ یافتید، این نامه‌ را بخوانید!

آقای رییس ‌جمهور!

وقتی تاریخ سیاسی افغانستان را به مطالعه می‌گیریم، درمی‌یابیم که نزاع و کشمکش‌های خشونت‌آمیز‌ بر سرِ به‌دست آوردن «قدرت» همواره عامل عمده‌ی بی‌ثباتی در کشور بوده است و پیامدهای جز‌ حکومت ‌خودکامه و استبدادی، جنگ و ویرانی در پی نداشته است. خودکامه‌های تاریخ کشورمان به حدی تشنه‌ی قدرت بوده‌اند که حتا از سرِ جسدهای مردم بی‌گناه عبور کردند، تا آن را به‌دست آورند. ولی هرگز قدرت ‌سیاسی را به عنوان ابرازی برای خدمت نپنداشتند. اما بعد از سقوط طالبان، دوره‌ی گذاری به‌وجود آمد تا ما بتوانیم با استفاده از این پُل، از بی‌ثباتی به ثبات ‌سیاسی برسیم.

انتخابات سوم ریاست جمهوری، با تمام مشکلاتش، نقطه‌ی عطفی در تاریخ سیاسی معاصر افغانستان است که قدرت به‌صورت قانونی و مسالمت‌آمیز از یک رییس ‌جمهور به رییس‌ جمهور دیگر انتقال یافت. اما در این دوره‌ی انتقال، رییس‌ جمهور کرزی میراث‌ زیادی را برای شما برجا گذاشته است. دست‌آوردهای مثبت وی قابل قدر اند و در تاریخ سیاسی کشور با نقشِ زرین حک خواهند شد؛ اما در این دوره مشکلات زیاد‌ دیگری نیز به‌وجود آمده‌اند که حل آن را تاریخ بر دوش شما گذاشته است. فساد اداری، ناامنی، اقتصاد‌ ‌مصرفی، قاچاق‌ مواد مخدر، قاچاق جنگلات و آبدات ‌باستانی، صادرات غیرقانونی، نبود ساختار منظم حکومت‌داری‌ خوب، گسترش افراطیت و تروریزم، نهادهای‌ دولتی سمبولیک و ناکارا، خرید و فروش پست‌های‌ دولتی، بی‌اعتمادی و شکاف‌های عمیق میان دولت و ملت، فقر و بیکاری و… میراث‌های دیگری اند که حاکمیت سیزده ‌ساله‌ی حامد کرزی‌ به شما واگذارشان کرده‌ است.

رییس‌ جمهور گرامی!

در این دو هفته‌ای که از حکومت شما می‌گذ‌رد، من و جوانان دیگر امید و شادابی تازه‌ای بر چهره‌های مردم این دیار می‌بینیم و خوشحالیم از این‌که شما عملاً به‌سوی عملی ‌کردن شعارتان که «حق باید به حقدار برسد و اصل حاکمیت ضوابط بر روابط به‌طور همه‌جانبه عملی گردد»، گام برمی‌دارید. شما می‌دانید که در حکومت کرزی، بعضی پست‌های دولتی خریداری ‌یا به فروش می‌رسیدند، یا هم برای مقرر شدن فرد در یک بست‌ بسیار پایین، نیاز به ده‌ها امضای رییس‌ حزب، وزیر و وکیل بود. اما شما برای مبارزه با این همه آفت‌ها، نه‌ تنها به مردم افغانستان وعده سپرده‌اید، بلکه با آن‌ها پیمان بسته‌اید.

جناب رییس‌ جمهور!

شما می‌دانید که معضل «بیکاری»، یک مسئله‌ی بسیار حادِ اقتصادی-اجتماعی کشور ماست‌ که امروز گریبان‌گیر تمام اقشار جامعه شده است. من به ‌عنوان یک شهروند جوان کشور، می‌خواهم درد جوانان بیکار را برای شما به ‌تصویر بکشم. جوانان، سرگردان به‌دنبال کار می‌گردند- از این کارخانه به کارخانه‌ی دیگر، از این شرکت به شرکتِ‌ دیگر، از این مؤسسه به موسسه‌ی ‌دیگر و از این وزارت‌خانه به وزارت‌خانه‌ی دیگر.

جوانان ‌ِتحصیل‌کرده وقتی برای ثبت‌ نام به وزارتی می‌روند، با روند بسیار طولانی استخدام روبه‌رو می‌شوند، حتا برای امتحان گرفتن یک بستِ دولتی، دو تا چهار ماه طول می‌کشد. آخرش هم کسی استخدام می‌شود که واسطه‌دار است. ولی‌ جوانان با دردی که دارند، آگاهانه در 16 حمل و 24 جوزا به شما رای دادند و من نیز یکی از آن‌ها بودم. ما رای دادیم، نه ‌به‌خاطر این‌که به‌ مقامی دست ‌یابیم، بلکه می‌خواهیم همه‌ی مشکلاتی که دامن‌گیرِ افغانستان شده‌اند را به یاریِ‌ هم حل کنیم و برای توسعه‌‌ی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشورمان گام برداریم.

آقای رییس‌ جمهور!

شما با ما جوانان پیمان بستید و در منشور انتخاباتی‌تان به‌صراحت اعلام نمودید که «از این شعار که جوان رهبرِ فرداست، به شعاری خواهیم ‌رسید که جوان مدیر امروز و زعیم فرداست‌». «اصلاحات در نظام اداری و کادری تنها وسیله‌ی دفع فساد نیست، بلکه وسیله‌ی تأمین وحدت ‌ملی با مشارکت قشر جوان نیز است. باید پروسه‌ی اصلاحات در نظام اداری و کادری کشور به ‌گونه‌ای عملی شود که هر فرد افغان خود را به‌حیث یک فرد در آن شامل ببیند و مطمئن شود که بر اساس معیارهای روشن و شفاف رقابت کرده و فارغ از هرگونه تبعیض و امتیاز غیردموکراتیک، وارد بدنه‌ی ‌نظام کادری دولت گردد. فرهنگ دولت‌داری ما باید مسئله‌ی هویتی ‌بودن نظام کادری را ازمیان‌ بردارد و اصل حاکمیت ضوابط بر روابط را به‌طور دقیق و همه‌جانبه عملی سازد.» شما نه ‌تنها در زمینه‌ی اصلاحات نظام اداری و کادری برای ما وعده سپرده‌ بودید، بلکه دادن نقش‌ جوانان در دولت‌سازی و حکومت‌داری ‌خوب، تأمین صلح و ثبات، ارتقای ‌ظرفیت علمی و مسلکی، ایجاد روابط ‌گسترده‌ی ‌جوانان با جهان و جذب استعدادهای ‌هنری و فرهنگی از طریق وزارت ‌اطلاعات و فرهنگ را نیز تعهد کرده‌اید.

آقای رییس‌ جمهور افغانستان!

از میزان سال ‌گذشته تا‌به‌حال قضایای امضای‌ پیمان ‌امنیتی با ایالت ‌متحده‌‌ی امریکا و انتخابات باعث ایجاد بحران مالی-اقتصادی و فرار سرمایه‌ها از کشور شده، که این زمینه‌ساز بیکاری دوره‌ای، فصلی و ساختاری در کشور گردیده است. اما‌ با در نظرداشت همه‌ی این مسایل، امیدوارم مسئله‌ی بیکاری در میان جوانان تحصیل‌کرده و غیرتحصیل‌کرده از سوی حکومت ‌وحدت‌ ملی جدی گرفته شود و برای حل آن هرچه عاجل‌تر اقدام صورت‌ گیرد. در اخیر، می‌خواهم بگویم ‌که آرزومندم‌ در حکومتی که شما رهبریت و مدیریت آن را به عهده دارید، برای استخدام فردی، نیازی به آوردن امضا و مهر احزاب، وزیر و وکیلی نباشد و پروسه‌ی استخدام نیز تا سه-چهار ماه به‌طول نیانجامد و اصل حاکمیت ضوابط بر روابط و شایسته‌سالاری رعایت ‌شود. به ‌گفته‌ی خودتان، با مشارکت جوانان نه ‌تنها دامنه‌ی فساد برچیده شود، بلکه مشارکت جوانان و حضور آنان در نظام کادری، آیینه‌ی تمام‌نمای وحدت‌ ملی در کشور نیز باشد. و هر جوانی بتواند از یک‌سو استعدادش را به نمایش بگذارد و ظرفیت‌های علمی و کادری‌اش را ارتقا بخشد، از سوی‌ دیگر، بتواند در توسعه‌ی همه‌جانبه و ایجاد صلح‌ پایدار در کشورش نیز سهم داشته باشد.

به ‌امید موفقیت‌های هرچه بیش‌تر‌تان!





نوع مطلب : تحولات افغانستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات