اندیشه نو
درصد کمی از انسان ها نود سال زندگی میکنند،ما بقی یک سال را نود بار تکرار میکنند!
درباره وبلاگ


کانون دانشجویان افغانستانی دانشگاه پیام نور کرج واحد هشتگرد(اندیشه نو)
فعالیت این وبلاگ صرفا تحلیل و نقدی بر اخبار و مسائل پیرامون دانشجویان پناهنده افغانستانی است

درصورت تمایل به همکاری باما تماس بگیرید.
f.qasemi73@gmail.com

مدیر وبلاگ : علیرضا کریمی
سه شنبه 30 تیر 1394 :: نویسنده : فاطمه قاسمی






تفاوت كشورهای ثروتمند و فقیر، تفاوت قدمت آنها نیست.
برای مثال كشور مصر بیش از ۳۰۰۰ سال تاریخ مكتوب دارد و فقیر است!
اما كشورهای جدیدی مانند كانادا، نیوزیلند، استرالیا كه ۱۵۰ سال پیش وضعیت قابل توجهی نداشتند، اكنون كشورهایی توسعه‌یافته و ثروتمند هستند.
تفاوت كشورهای فقیر و ثروتمند در میزان منابع طبیعی قابل استحصال آنها هم نیست.
ژاپن كشوری است كه سرزمین بسیار محدودی دارد كه ۸۰ درصد آن كوه‌هایی است كه مناسب كشاورزی و دامداری نیست اما دومین اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمریكا را دارد. این كشور مانند یك كارخانه پهناور و شناوری می ‌باشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پیشرفته صادر می‌كند.
مثال بعدی کشور سوئیس است.
كشوری كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نمی‌آید اما بهترین شكلات‌های جهان را تولید و صادر می‌كند. در سرزمین كوچك و سرد سوئیس كه تنها در چهار ماه سال می‌توان كشاورزی و دامداری انجام داد، بهترین لبنیات (پنیر) دنیا تولید می‌شود.
سوئیس كشوری است كه به امنیت، نظم و سختكوشی مشهور است و به همین خاطر به گاوصندوق دنیا مشهور شده‌است (بانك‌های سوئیس).
افراد تحصیل ‌کرده‌ای كه از كشورهای ثروتمند با همتایان خود در كشورهای فقیر برخورد دارند برای ما مشخص می‌كنند كه سطح هوش و فهم نیز تفاوت قابل توجهی در این میان ندارد.
نژاد و رنگ پوست نیز مهم نیستند. زیرا مهاجرانی كه در كشور خود برچسب تنبلی می گیرند، در كشورهای اروپایی به نیروهای مولد و فعال تبدیل می‌شوند.
پس تفاوت در چیست؟
تفاوت در رفتارهایی است كه در طول سال‌ها فرهنگ و دانش نام گرفته است.
وقتی كه رفتارهای مردم كشورهای پیشرفته و ثروتمند را تحلیل می‌كنیم، متوجه می‌شویم كه اكثریت غالب آنها از اصول زیر در زندگی خود پیروی می‌كنند:
 
۱ .اخلاق به عنوان اصل پایه
۲.وحدت
۳.مسئولیت پذیری 
۴.احترام به قانون و مقررات
۵.احترام به حقوق شهروندان دیگر
۶.عشق به كار
۷.تحمل سختی‌ها به منظور سرمایه‌گذاری روی آینده
۸.میل به ارائه كارهای برتر و فوق‌العاده
۹.نظم ‌پذیری
۱۰.دروغ کثیف‌ترین فعل غیر انسانی دنیا است
اما در كشورهای فقیر تنها عده قلیلی از مردم از این اصول پیروی می‌كنند.
در کشور ما کسی که زیاد کار کند تراکتور نامیده می شود

کسی که به قوانین احترام بگذارد بچه مثبت است
 
کسی که اخلاقیات را رعایت کند برچسب پاستوریزه خواهد گرفت
 
کسی که از وطنش حرف میزند توسط عده ایی مخالف مذهب شناخته میشود.
کسانی که حقوق دیگران را زیر پا می گذارند و افراد قالتاق، آدمهای زرنگ خوانده می شوند
انسانهای منظم و منطقی افراد خشک وحوصله سر بر هستند
انسانهای با ادب و مبادی آداب متملق به حساب می آیند.
 جوانان بسیار ساعی وکوشا، خرخوان نامیده میشوند.
همه به دنبال یک شبه رفتن ره صد ساله هستند.
و......... 
شما بگوئید!
باید از خودمان شروع کنیم و از همین لحظه

                              ((فرستنده: صادق پناهی))




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 29 تیر 1394 :: نویسنده : فاطمه قاسمی

  دختر کوچولویی دو تا سیب در دو دست داشت که مادرش وارد اطاق شد. چشمش به دو دست او افتاد. گفت: 

 «یکی از سیباتو به من میدی؟»

  دخترک نگاهی خیره به مادرش انداخت و نگاهی به این سیب و سپس آن سیب. اندکی اندیشید. سپس یک گاز بر 

  این سیب زد و گازی به آن سیب. لبخند روی لبان مادرش ماسید. سیمایش داد میزد که چقدر از دخترکش نومید 

  شده است. امّا، دخترک لحظه‌ای بعد یکی از سیب‌های گاز زده را به طرف مادر گرفت و گفت: 

   «بیا مامان این سیب شیرین‌تره!»

  مادر خشکش زد. چه اندیشه‌ای به ذهن خود راه داده بود و دخترکش در چه اندیشه‌ای بود.

  هر قدر باتجربه باشید، در هر مقامی که باشید، هر قدر خود را دانشمند بدانید، قضاوت خود را اندکی به تأخیر اندازید و 

  بگذارید طرف مقابل شما فرصتی برای توضیح داشته باشد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

  ظهر یکی از روزهای رمضان بود. حسین بن منصور حلاج همیشه برای جزامی‌ها غذا می‌برد و آن روز هم داشت از 

  خرابه‌ای که بیماران جزامی آنجا زندگی می‌کردند می‌گذشت. جزامی ها داشتند ناهار می‌خوردند. ناهار که چه،

  ته‌مانده‌ی غذاهای دیگران و چیزهایی که در آشغال‌ها پیدا کرده بودند و چند تکه نان. یکی از جزامی‌ها بلند میشه 

به حلاج می‌گوید: «بفرما ناهار!»

  حلاج می‌پرسد: «مزاحم نیستم؟»

  می‌گویند: «نه، بفرما.»

  حسین حلاج پای سفره جزامی‌ها می‌نشیند. یکی از جزامی‌ها می‌پرسد: «تو چطور که از ما نمی ترسی. دوستان تو حتی 

  چندش‌شان می‌شود از کنار ما رد شوند، ولی تو الان...؟»

  حلاج می‌گوید: «خب آنان الان روزه هستند برای همین این جا نمی‌آیند تا دلشان هوس غذا نکند.»

  می‌پرسند: «پس تو که این همه عارفی و خداپرستی، چرا روزه نیستی؟»

  می‌گوید: «نشد امروز روزه بگیرم…»

  حلاج دست به غذاها می‌برد و چند لقمه می‌خورد، درست از همون غذاهایی که جزامی‌ها به آنها دست زده بودند. 

  چند لقمه که می‌خورد، بلند می‌شود و تشکر می‌کند و می‌رود. موقع افطار حلاج لقمه‌ای در دهان می‌گذارد و می‌گوید: 

  «خدایا روزه من را قبول کن.»

  یکی از دوستاش می‌گوید: «ولی ما تو را دیدیم که داشتی با جزامی‌ها ناهار می‌خوردی!»

  حسین حلاج در جوابش می‌گوید: «او خداست. روزه‌ی من برای خداست. او می‌داند که من آن چند لقمه 

  
غذا را از روی گرسنگی و هوس نخوردم. دل بنده‌اش را می‌شکستم، روزه‌ام باطل می‌شد یا با خوردن چند لقمه 

غذا؟»





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 28 تیر 1394 :: نویسنده : فاطمه قاسمی




آسمان غزه از فضا در هفته دوم آغاز جنگ علیه غیر نظامیان و درست در لحظاتی که صهیونیست‌ها مردمان بی‌دفاع این شهر را آماج حملات سنگین و جنون آمیز خود قرار می‌دهند. این عکس توسط فضانورد آلمانی مستقر در ایستگاه فضایی بین المللی به ثبت رسیده و در توئیتر وی منتشر شده است.




نوع مطلب : بین الملل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بنا بر نتیجه یک نظرسنجی که در بریتانیا انجام شده است، اکثر مردم این کشور اسلام را با افراط گرایی و سرکوب زنان مرتبط می دانند.

پنجاه و هشت درصد از آنهایی که به سوالات نظرسنجی آنلاینی "یوگاو" (شرکت نظرسنجی در زمینه های مختلف) پاسخ داده اند، گفته اند که وقتی نام اسلام و مسلمان را می شنوند افراط گری در ذهنشان تداعی می شود.

این در حالی است که 69 درصد بر این باور بوده اند که آموزه های اسلام پیروان این دین را ترغیب می کند، زنان را سرکوب کنند.

در این نظرسنجی که به سفارش "بنیاد کنکاش در اسلام" انجام گرفته است، 2 هزار و 152 بزرگسال شرکت داشته اند.

این بنیاد برای مبارزه با نگرش های منفی از مسلمانان در بریتانیا در ایستگاه های قطار و اتوبوس در سراسر لندن، پوسترهای تبلیغاتی زده است.

مارک ایستون، دبیر بی بی سی در امور داخلی بریتانیا می گوید این نظرسنجی، که ماه گذشته انجام گرفت، تصویری منفی از نگرش بریتانیایی نسبت به اسلام ترسیم کرده است.

یکی از سوالاتی که در این نظرسنجی یوگاو از شرکت کنندگان شده است این بوده: "آیا مسلمانان تاثیری مثبت در جامعه بریتانیایی داشته اند؟"

40 درصد پاسخ منفی داده اند.

در حالی که نیمی از پاسخ دهندگان، اسلام را با اقدامات تروریستی مرتبط دانسته اند، فقط سیزده درصد معتقد بوده اند اسلام دین صلح است و شش درصد هم آن را دینی عادل توصیف کرده اند.

حدود شصت درصد اذعان کرده اند اطلاع چندانی در باره اسلام ندارند اما یک سوم گفته اند علاقمند هستند آگاهی بیشتری در باره این دین پیدا کنند.

نتیجه این نظرسنجی در حالی منتشر شده است که کشورهای اروپایی سرگرم بحث و بررسی جایگاه اسلام در جامعه غربی هستند.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻃﯽ ﭼﻬﺎﺭﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﻫﻔﺖ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﺍﻟﺮ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﮐﺴﺐ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻭ ﺩﺭ ﻃﺮﻑﻣﻘﺎﺑﻞ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﺩﻭﻟﺖ ﮐﺎﺑﻞ ﺍﺯ ﺳﻬﻢ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺩﺍﺧﻠﯽ ﺑﻪ 20ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﺍﻟﺮ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺍﯾﻦ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺟﺎﯼ ﺧﺮﺳﻨﺪﯼﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺭﺷﺪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﻣﺎ ﺑﻪ 20 ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﻭ 7000ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﯾﻢ؟ ! ﺭﻭﺯ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺁﮊﺍﻧﺲ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺑﯿﻦﺍﻟﻤﻠﻠﯽ‏( ﯾﻮﺳﺎﯾﺪ ‏) ﺩﺭ ﻣﻄﻠﺒﯽ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺖ ﺳﻪﺩﻫﻪ ﺟﻨﮓ ﺩﺭ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ، ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﺩﻭﻟﺖ ﮐﺎﺑﻞ ﺑﺎﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻧﺎﺧﺎﻟﺺ ﺩﺍﺧﻠﯽ ﺑﻪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ 20 ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﺩﺍﻟﺮ، ﺭﺷﺪ ﭼﺸﻢﮔﯿﺮﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻗﻢ ﭘﻨﺞﺑﺮﺍﺑﺮ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻧﺎﺧﺎﻟﺺ ﺩﺍﺧﻠﯽ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 2002
ﺍﺳﺖ .ﻗﻄﻌﺎ ﺍﯾﻦ ﺧﺒﺮ ﺧﻮﺷﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻃﺮﻑ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺑﺮﺭﺳﯽﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﻣﻮﺳﺴﻪ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ،ﺣﻀﻮﺭ 14 ﺳﺎﻟﻪ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﺍﺭﺗﺶ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺩﺭ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺩﺭﻫﺮ ﺳﺎﻋﺖ 4 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺩﺍﻟﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﺩﻫﻨﺪﮔﺎﻥ
ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺩﺭ ﺑﺮ ﺩﺍﺭﺩ . ﺍﮔﺮ ﻫﺮ ﺳﺎﻝ ﺭﺍ 365 ﺭﻭﺯ ﺑﺪﺍﻧﯿﻢ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻫﺮ ﺳﺎﻝ 8760ﺳﺎﻋﺖ ﻭ ﻫﺮ ﺳﺎﻋﺖ 4 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺩﺍﻟﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪ، ﺳﺎﻟﯿﺎﻧﻪ ﺑﺎﻟﻎﺑﺮ 35 ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﺍﻟﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺭﻗﻢ ﺭﺍ ﺿﺮﺏ ﺩﺭ14 ﺳﺎﻝ ﮐﻨﯿﻢ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻨﮓ ﺩﺭﮐﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻗﺮﯾﺐﭘﻨﺠﺼﺪ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﺍﻟﺮ ﻣﯽﺷﻮﺩ .ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻗﻢ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﺭﻗﺎﻡ ﻏﯿﺮ ﺭﺳﻤﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻣﻘﺎﻣﺎﺕ ﮐﺎﺥ ﺳﻔﯿﺪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﺫﻋﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪﺟﻨﮓ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﺎﻻﺕ ﻣﺘﺤﺪﻩ ﺍﺯ ﺳﺎﻝ 2001ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ 700 ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﺍﻟﺮ ﻭ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ 35 ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﺍﻟﺮ ﺩﺭﺳﺎﻝ ﺟﺎﺭﯼ ﻣﯿﻼﺩﯼ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺩﺭ ﺑﺮ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 2010 ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﺮﺯ ﺳﺎﻻﻧﻪ ﺻﺪﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﺍﻟﺮ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻧﻤﻮﺩ .ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﻋﺪﺍﺩ ﻭ ﺍﺭﻗﺎﻡ ﭼﻨﺪ ﺳﻮﺍﻝ ﭘﯿﺶ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﮐﻪ ﺁﯾﺎﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﯾﮏ ﺑﺎﺗﻼﻕ ﭘﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼﻧﺎﺗﻮ ﺑﺨﺼﻮﺹ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻭ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟ ﺁﯾﺎﻭﺍﺷﻨﮕﺘﻦ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﺑﺪﺳﺖ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩﺩﺭ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟ ﺍﺻﻼ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﮐﺎﺥ ﺳﻔﯿﺪﺍﺯ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ؟ﻣﻄﻠﺐ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻣﮕﺮ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﻃﺎﻟﺒﺎﻥﭼﻘﺪﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻫﺰﯾﻨﻪﻣﺎﻟﯽ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺗﻠﻔﺎﺕ ﺟﺎﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ؟ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭﯾﺎ ﻫﻢﺑﺮﯾﺰﯼ، ﻣﺜﻞ ﺳﺪ ﺟﻠﻮﯼ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻨﺪ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ . ﺷﺎﯾﺪﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺣﺘﯽ ﻧﺘﻮﺍﻧﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﻣﺒﻠﻎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺍﺣﺪ ﺍﻓﻐﺎﻧﯽﺣﺴﺎﺏ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﯾﺎ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﻏﺬ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﻢ . ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﯽﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ؟تﻨﻬﺎ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ،ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻫﯿﻼﺭﯼ ﮐﻠﯿﻨﺘﻮﻥ ﻭﺯﯾﺮ ﺧﺎﺭﺟﻪ ﺳﺎﺑﻖ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎ،ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺎﺥ ﺳﻔﯿﺪ ﺍﺳﺖ . ﺯﻣﺎﻧﯿﮑﻪﺑﺮﺧﯽ ﺳﻨﺎﺗﻮﺭﺍﻥ ﻣﺠﻠﺲ ﺳﻨﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﺼﻮﯾﺐ ﻣﺠﺪﺩﺑﻮﺩﺟﻪ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺟﻨﮓ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﮐﺮﺩﻧﺪ .ﻫﯿﻼﺭﯼ ﮐﻪ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﻧﺎﻣﺰﺩ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﺭﯾﺎﺳﺖ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻭﺯﯾﺮ ﺧﺎﺭﺟﻪ ﺑﻮﺩ، ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺁﻧﺎﻥﺣﻀﻮﺭ ﯾﺎﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺍﮔﺮ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯿﺪ، ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺎﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ ﺩﻫﻢ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﯾﻢ،ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺸﻮﺭ ﺧﺮﺝ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ . ﺗﺼﻮﯾﺐ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩﺟﻪ ﺩﻩﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎﺯﺩﻫﯽ ﻭ ﺳﻮﺩﺁﻭﺭﯼ ﺩﺍﺭﺩ!!!ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﺭﺍﯾﻪ ﺁﻣﺎﺭ ﻭ ﻣﺪﺍﺭﮎ ﻣﻮﺟﻮﺩ، ﻣﺠﻠﺲﺳﻨﺎ ﺑﺎ ﺭﺿﺎﯾﺘﯽ ﮐﺎﻣﻞ ﺑﻮﺩﺟﻪ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺩﺭﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺩﺍﺩ .ﺣﺎﻝ ﻓﺎﺭﻍ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺩﺭ ﺁﻣﺪﯼ ﮐﺎﺥ ﺳﻔﯿﺪ ﺍﺯ ﮐﺠﺎﯼﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ :ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺗﺎ ﮐﻨﻮﻥ 700 ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﺍﻟﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ،ﭘﺲ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﻭﺯﯾﺮ ﺧﺎﺭﺟﻪ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺩﻩ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺁﻥ ﺭﺍﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ، ﯾﻌﻨﯽ 7 ﻫﺰﺍﺭ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﺍﻟﺮ ﮐﻪ ﺍﮔﺮﺑﻪ ﺭﻗﻢ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ : 7.000.000.000.000 ﺩﺍﻟﺮ .ﺣﺎﻝ ﺗﻮ ﺧﻮﺩ ﺑﺨﻮﺍﻥ ﺣﺪﯾﺚ ﻣﻔﺼﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺠﻤﻞ ﮐﻪﭼﺮﺍ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺗﻤﺎﯾﻞ ﺑﻪ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺩﺭ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ !ﻭ ﺟﻮﺍﺏ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﺷﻮﺩﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻣﻘﺎﻣﺎﺕ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﻭﺍﮔﺬﺍﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﺗﺎ ﺁﻧﻬﺎﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻨﺒﻊ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﻏﺮﺏ ﺍﺯ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﺍﺯ ﻣﻨﺎﺑﻊﻏﻨﯽ ﺍﻭﺭﺍﻧﯿﻢ ﻭ ﻣﻌﺎﺩﻥ ﮐﺸﻮﺭ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﺍﺯ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ 40ﺑﺮﺍﺑﺮ ﮐﺸﺖ ﺧﺸﺨﺎﺵ ﻭ ﯾﺎ ﺍﺯ ﻏﺎﺭﺕ ﺁﺛﺎﺭ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ؟ ﻭ ﯾﺎﺍﺯ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﯽ ﺧﺒﺮﯾﻢ؟ﻭ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﭘﺎﺭﺍﮔﺮﺍﻑ ﺍﻭﻝ ﺧﺒﺮ ﮐﻪ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻃﯽ ﭼﻬﺎﺭﺩﻩ ﺳﺎﻝﻫﻔﺖ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﺍﻟﺮ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﮐﺴﺐ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺯﻃﺮﯾﻖ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻭ ﺩﺭ ﻃﺮﻑ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﺩﻭﻟﺖ ﮐﺎﺑﻞ ﺍﺯﺳﻬﻢ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺩﺍﺧﻠﯽ ﺑﻪ 20 ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﺍﻟﺮ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺍﯾﻦﻭﺍﻗﻌﺎ ﺟﺎﯼ ﺧﺮﺳﻨﺪﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺭﺷﺪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﻣﺎ ﺑﻪ 20ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﻭ 7000 ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﯾﻢ؟ !

کی پاسخگوی این ظلم است ؟
دولت مردان افغانستان خوابند ؟

                                              ((فرستنده: مریم بربری))




نوع مطلب : تحولات افغانستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 24 تیر 1394 :: نویسنده : مصطفی مظفری
سالها پیش پسربچه ی فقیری ازجلوی یه مغازه ی میوه فروشی رد میشد که بطور اتفاقی چشمش به میوه های داخل مغازه افتاد، صاحب مغازه که پسرک را تو اون حال دید دلش سوخت ورفت یه سیب ازروی میوه ها برداشت و دادبه پسربچه.پسربچه باولع زیادسیب رابه دهانش بردو خواست یه گازمحکم به سیب بزند که یه فکری به ذهنش خطورکرد، اون باخودش گفت بهتره این سیب را ببرم دم یه مغازه ی دیگه و بادوتا سیب کوچکتر عوض کنم و این کارا انجام دادو بعدیکی از سیبها راخورد و اون یکی راهم به یه نفر فروخت و باپولش دوباره دوتا سیب خرید و این کار را اینقدر انجام داد تا اینکه تونست یه مقدارپول جمع کنه وبعدش با این پول ها دیگه برای خرید سیب سراغ میوه فروش نمیرفت و مستقیمأ از جایی که میوه فروش میوه تهیه میکرد میوه میخرید.چندسال گذشت و حالا دیگه اون پسرک بزرگترشده بودو با این کارش موفق شده بود مغازه ای دست وپا کنه و کم.کم بااین مغازه اوضاع مالیش خوب شده بود. اون جوان دیگه به این پول ها راضی نمیشد وسعی کرد برای خودش یه کاردیگه ای دست وپا کنه وباهمین هدف یه شرکت کوچیک تولیدقطعات الکترونیک دست وپا کردو چندنفر را هم سرکار گذاشت چندسالی گذشت واون شرکتش راگسترش داد و بجای چند نفر، چندین هزار نفر رو استخدام کردو بجای تولید قطعات شروع به ساخت موبایل ولب تاب کرد و موفق به تولید بزرگترین و باکیفیت ترین موبایلهای دنیا شد، اون شخص کسی نبود بجز "استیوجابز" مالک معتبرترین برند موبایل و لب تاب دنیا "اپل"
اون توی یه مصاحبه گفته علت اینکه شکل مارک جنسهای من عکسه سیبه، به این دلیله که یادم نره کی بودم و هرگاه خواستم مغرور بشم گذشته م رو بادیدن این سیب به یادبیارم...



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 

افغانستان کشوری شدیدا کوهستانیست که رودخانه های پرآبی دارد که بدلیل وضعیت جغرافیایی بدون استثنا همگی رودها از افغانستان خارج و به کشورهای همسایه سرازیر می شود (لب تشنه در جوار دریا). نمونه بارز آن هریرود، هیرمند، آمودریا و رودکابل است. اگر دولت افغانستان بخواهد منافع همسایگان را اولویت دهد باید هیچ سدی نسازد و فقط بعنوان خریدار انرژی همیشه وابسته به همسایگان باشد! و کشاورزی آن هم با بی آبی بسازد. بعنوان مثال آمودریا رود پر آبیست که در برخی مکانها حتی قابل کشتیرانی نیز هست. از کوههای هندوکش سرچشمه می گیرد و افغانستان هم هیچ سدی روی آن نساخته است. پس از تلاقی با چند رود دیگر باید به دریاچه آرال بریزد. امروزه دریاچه آرال خشکیده و عملا بدلیل استفاده زیاد کشورهای همسایه از آمودریا برای مصارف کشاورزی و برق هیچ آبی به آرال نمی ریزد! آیا اگر افغانستان هم سد یا سدهایی در بالادست روی آمودریا بسازد تا زمینهای خشکیده خود را سیراب کند باید متهم شود. بخش اعظمی از هریرود (650 کیلومتر) در خاک افغانستان جریان دارد و البته مرزی نیست. از عجایب مدیریت آن است که ایران و ترکمنستان بدون توجه به سرچشمه ، در پایین دست سرمایه گذاری کلان نموده، روی هریرود سدی مرزی! احداث کرده و حتی بصورت راهبردی روی آن برنامه ریزی نیز می کنند و حال که دقیقا همین کار را همسایه بالادست می خواهد در خاک خود و صدها کیلومتر دورتر از مرزهای ایران انجام دهد با این گلایه ها مواجه می شود! احتمالا در تابستان آینده هم که آب در مشهد کم شد مدیریت ضعیف و ناکارآمد خود را متوجه مهاجرینی خواهند کرد که در مشهد ساکنند البته چه دیواری کوتاهتر ازآن! لطفا توجه نمایید که دشت مشهد بدلیل صدور بیش از اندازه مجوز حفر چاه عمیق و نیمه عمیق درحال نشست است به طوری كه در سال 1385 مقدار نشست زمین به حدود 24 سانتیمتر رسیده و باعث نگرانی مسئولین شده بود. افغانستان شدیدا با کمبود انرژی برق روبروست و زمینهای مستعد کشاورزی زیادی دارد که با خشکسالی های اخیر در آستانه خشکیدن است. آیا نباید دولتمردان افغانستان قبل از پرداختن به هامون و سد دوستی و آرال فکری برای مشکل انرژی و آب کشاورزی خود نماید. البته مطمئنا اگر خشکسالی نبود آب هریرود به سد دوستی و آب هیرمند به هامون نیز می رسید . همانطور که دیگر آبی در پایین دست برای زاینده رود و کارون و دریاچه ارومیه و بختگان وجود ندارد. راستی چرا دولتمردان ایران اقدامی برای تخریب سدهایی که آب را بر آبادان و اهواز یا دریاچه ارومیه بسته اند نمی کنند. چرا آب را با وجود نارضایتی استانهای زاگرس نشین برای شهرهای قم و کارخانه های ذوب آهن انتقال می دهند. لطفا کمی در انتقاد منصف یاشید و یکسویه به قاضی نروید. هر کشوری حق دارد از منابع با اولویت منافع داخلی استفاده کند.
                                              فرستنده مطلب: خانم مریم بربری





نوع مطلب : تحولات افغانستان، تاریخ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 19 تیر 1394 :: نویسنده : فاطمه قاسمی


ﺭﻭﺯ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﻧﯿﮑﯽ ﻫﺎﯾمان ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﺗﺮﯾﻦ 

ﻓﺮﺩ ﺯﻧﺪﮔﯿمان ﻧﺨﻮﺍﻫیم ﺩﺍﺩ! 
ﺍﻣﺎ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﻣﯿﺸﻮیم ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻧﯿﮑﯽ ﻫﺎیمان ﺭﺍ ﺑﺪﻫیم ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ 
ﻣﺘﻨﻔﺮ ﺑﻮﺩیم ﻭ ﻏﯿﺒﺘﺶ ﺭﺍ ﮐﺮﺩیم!!! 
حق الناس، 
اوج حماقت است نه زرنگی! 
زرنگی بندگی خداست.....



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 19 تیر 1394 :: نویسنده : فاطمه قاسمی



سبب دوستى و محبت على در دلها چیست؟

رمز جاذبه

استاد شهید مرتضى مطهرى

رمز محبت را هنوز كسى كشف نكرده است، یعنى نمى توان آن را فرموله كرد و گفت اگر چنین شد چنان مى شود و اگر چنان شد چنین مى شود، ولى البته رمزى دارد. چیزى در محبوب هست كه براى محب از نظر زیبایى خیره كننده است و او را به سوى خود مى كشد. جاذبه و محبت در درجات بالا«عشق »نامیده مى شود. على محبوب دلها و معشوق انسانهاست، چرا؟و در چه جهت؟ فوق العادگى على در چیست كه عشقها را بر انگیخته و دلها را به خود شیفته ساخته و رنگ حیات جاودانى گرفته است و براى همیشه زنده است؟چرا دلها همه خود را با او آشنا مى بینند و اصلاً او را مرده احساس نمى كنند بلكه زنده مى یابند؟ 
مسلماً ملاك دوستى او جسم او نیست، زیرا جسم او اكنون در بین ما نیست و ما آن را احساس نكرده ایم و باز محبت على از نوع قهرمان دوستى كه در همه ملتها وجود دارد، نیست. هم اشتباه است كه بگوییم محبت على از راه محبت فضیلتهاى اخلاقى و انسانى است و حب على حب انسانیت است. درست است على مظهر انسان كامل بود و درست است كه انسان نمونه هاى عالى انسانیت را دوست مى دارد اما اگر على همه این فضایل انسانى را كه داشت، مى داشت: آن حكمت و آن علم، آن فداكاریها و از خود گذشتگى ها، آن تواضع و فروتنى، آن ادب، آن مهربانى و عطوفت، آن ضعیف[نوازى]، آن عدالت، آن آزادگى و آزادیخواهى، آن احترام به انسان، آن ایثار، آن شجاعت، آن مروت و مردانگى نسبت به دشمن و به قول مولوى: 
در شجاعت شیر ربانیستى در مروت خود كه داند كیستى؟ 
آن سخا و جود و كرم و... اگر على همه اینها را كه داشت، مى داشت اما رنگ الهى نمى داشت، مسلماً این قدر كه امروز عاطفه انگیز و محبت خیز است نبود. 
على از آن نظر محبوب است كه پیوند الهى دارد. دلهاى ما به طور ناخودآگاه در اعماق خویش با حق سر و سر و پیوستگى دارد و چون على را آیت بزرگ حق و مظهر صفات حق مى یابند به او عشق مى ورزند. در حقیقت پشتوانه عشق على پیوند جانها با حضرت حق است كه براى همیشه در فطرتها نهاده شده و چون فطرتها جاودانى است مهر على نیز جاودان است. 
نقطه هاى روشن در وجود على بسیار است اما آنچه براى همیشه او را درخشنده و تابان قرار داده است ایمان و اخلاص اوست و آن است كه به او جذبه الهى داده است. 
سوده همدانى، بانوى فداكار و دلباخته على، در مقابل معاویه بر على درود فرستاد و در وصفش گفت: «درود خداوند بر روانى باد كه او را خاك بر گرفت و عدل نیز با وى مدفون گشت. با حق پیمان بسته بود كه به جاى آن بدلى نگزیند، پس با حق و با ایمان مقرون گشته بود.»
صعصعة بن صوحان عبدى نیز یكى دیگر از دلباختگان على بود، از كسانى بود كه در آن دل شب در مراسم دفن على با عده معدودى شركت كرد. پس از آنكه حضرت را دفن كردند و بدنش را خاك پوشانید، صعصعة یك دست خویش را بر قلبش نهاد و با دست دیگر خاك بر سر پاشید و گفت: 
«مرگ گوارایت باد! كه مولدت پاك بود و شكیبایى ات نیرومند و جهادت بزرگ. بر اندیشه ات دست یافتى و تجارتت سودمند گشت. 
بر آفریننده ات نازل گشتى و او تو را با خوشى پذیرفت و ملائكش به گردت در آمدند. در همسایگى پیغمبر جایگزین گشتى و خداوند تو را در قرب خویش جاى داد و به درجه برادرت مصطفى رسیدى و از كاسه لبریزش آشامیدى. 
از خدا مى خواهیم كه از تو پیروى كنیم و به روشهایت عمل كنیم، دوستانت را دوست بداریم و دشمنانت را دشمن بداریم و در جرگه دوستانت محشور گردیم.»
دریافتى آنچه را دیگران در نیافتند و رسیدى به آنچه دیگران نرسیدند. در پیشگاه برادرت پیغمبر جهاد كردى و به دین خدا آن چنان كه شایسته بود قیام كردى تا سنتها را بر پا داشتى و آشوبها را اصلاح نمودى و اسلام و ایمان منظم گشت. بر تو باد بهترین درودها! 
به وسیله تو پشت مؤمنان محكم شد و راهها روشن گشت و سنتها به پا ایستاد. احدى فضایل و سجایاى تو را در خود جمع نكرد. نداى پیغمبر را جواب گفتى. به اجابتش بر دیگران پیشى گرفتى. به یارى اش شتافتى و با جان خویش حفظش كردى. با شمشیر ذوالفقار در مراحل ترس و وحشت حمله بردى و پشت ستمگران را شكستى. بنیانهاى شرك و پستى را درهم فرو ریختى و گمراهان را در خاك و خون كشیدى. پس گوارایت باد اى امیر مؤمنان! 
نزدیكترین مردم بودى به پیغمبر. اول كسى بودى كه به اسلام گرویدى. از یقین لبریز و در دل محكم و از همه فداكارتر [بودى] و نصیبت از خیر بیشتر بود. خداوند ما را از اجر مصیبتت محروم نكند و پس از تو ما را خوار نگرداند. 
به خدا سوگند كه زندگى ات كلید خیر بود و قفل شر، و مرگت كلید هر شرى است و قفل هر خیرى. اگر مردم از تو پذیرفته بودند، از آسمان و زمین نعمتها بر ایشان مى بارید اما آنان دنیا را بر آخرت برگزیدند.»
آرى، دنیا را برگزیدند و در مقابل عدل و عدم انعطاف على تاب نیاوردند و عاقبت دست جمودها و ركودها از آستین مردى به در آمد و على را شهید كرد. 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات