تبلیغات
اندیشه نو - یک جای خالی بزرگ در رسانه‌های تصویری ایران
 
اندیشه نو
درصد کمی از انسان ها نود سال زندگی میکنند،ما بقی یک سال را نود بار تکرار میکنند!
درباره وبلاگ


کانون دانشجویان افغانستانی دانشگاه پیام نور کرج واحد هشتگرد(اندیشه نو)
فعالیت این وبلاگ صرفا تحلیل و نقدی بر اخبار و مسائل پیرامون دانشجویان پناهنده افغانستانی است

درصورت تمایل به همکاری باما تماس بگیرید.
f.qasemi73@gmail.com

مدیر وبلاگ : علیرضا کریمی

اگر به تلویزیون‌های غربی نگاهی اجمالی بیاندازیم، حضور رنگین‌پوستان در مقام مجریان و ستارگان بارز است. چرا در رسانه‌های ایرانی جایی برای هم‌وطنان سابقمان وجود ندارد؟

خبرگزاری تسنیم - احسان زیورعالم

1- مهرماه 1393 کارلو تاوه‎چیو در یم مصاحبه درباره اوپتی پوبا، بازیکن غنایی تیم لاتزیو او را با این عبارات تشبیه می‌کند: «او قبلا موز می خورد اما اکنون به یک بازیکن کامل تبدیل شده است.» نگاه یک مقام رسمی ایتالیایی به یک آفریقایی رنگین‌پوست غیرایتالیایی برای تاوه‌چیو گران تمام شد و او مجبور به عذرخواهی شد. تاوه‌چیو به حضور بازیکنان دگرپوست در فوتبال ایتالیا اشاره کرد و از ستارگانی چون بالوتلی و پوگبا، به عنوان چهره‌های شاخص فوتبال ایتالیا نام برد.

2- تیم لاتزیو در بهمن ماه 1394 در جریان بازی با ناپولی به مدافع رنگین‌پوست تیم ناپولی حمله می‌کنند و علیه کولیبالی شعارهای نژادپرستانه سرمی‌دهند. این در حالی بود که یک سال پیش بازیکن تیم لاتزیو مورد اهانت رییس فدارسیون قرار گرفته بود. تیم لاتزیو به چند بازی‌ خانگی بدون تماشاگر محکوم می‌شود.

3- شبکه تلویزیونی Rai به عنوان مهمترین شبکه دولتی ایتالیا مملو است از برنامه‌های سرگرمی. مجریان این شبکه هر یک برای خود ستارگانی هستند محبوب. در این میان شما می‌توانید مجریان رنگین‌پوست نیز بیابید. در یک برنامه آشپزی از آشپز آفریقایی استفاده می‌شود و یا در مورد غذاهای چینی از یک چینی دعوت می‌شود. 

سه مورد فوق اشاره‌هایی است مبنی بر وضعیت دیگر قومیت‌ها در یکی از نژادپرست‌ترین کشورهای اروپایی، کشوری که میزان اهانت به رنگین‌پوستان در آن بالاست. اهانت به دیگری در ایتالیا در حدی است که حتی نخست‌وزیر وقت، برلسکونی نیز هر از گاهی افاضاتی مبنی بر تفاوت میان اروپاییان و دیگران بیان می‌کرد. با این حال فضای رسانه‌ای ایتالیا کاملا متفاوت است. به گونه‌ای است که تصویری دیگر و مطلوب از ایتالیا به نمایش می‌گذارند. آنان در همه حال خود را حامی نژادهای دیگر معرفی می‌کنند و در هر بزنگاهی، تخطی‌گر این وضعیت را مورد حمله رسانه‌ای قرار می‌دهند؛ کما اینکه در نگاه و ایدئولوژی مردم ایتالیا تغییر چندانی رخ نداده است.

رسانه ایتالیایی زن سیاهپوست آفریقایی را به عنوان یک ستاره آشپزی می‌پذیرد و او را فارغ از تمام اختلافات فاحش فرهنگی و اجتماعی عرضه می‌کند. او می‌تواند در برابر خیل تماشاگران شبکه  Rai هنر آشپزی خود را - هر چند نمایشی - ارائه دهد. با این حال این رویه رسانه ایتالیا نه برآمده از یک اخلاق دینی که محصول نگاه لیبرالیستی حاکم بر جامعه غرب است. اخلاقی لیبرالیستی که می‌تواند مدام رنگ عوض کند، بهترین رنگش را در معرض دید مخاطب قرار می‌دهد.

اما وضعیت در ایران چگونه است؟ در کشور ما تنوع قومیتی بالاست و این قومیت‌ها همگی به عنوان ساکنان اصلی این سرزمین شناخته شده‌اند. تا اینجای کار رسانه‌های دیداری چون تلویزیون یا مکتوب چون روزنامه در اختیار قومیت‌ها قرار گرفته است. شبکه باران به گویش گیلکی است و مجری شبکه فارس لهجه شیرازی دارد. ولی کشور ما به سبب موقعیت جغرافیایی و رویدادهای حواشیش میزبان پناهندگان نیز می‌باشد. جمعیت قابل توجهی از مردم افغانستان و اقلیتی از مردم عراق سال‌هاست میهمان کشورمان هستند.

با نگاهی به تلویزیون و برنامه‌های رنگارنگش و کمی فشار به حافظه تاریخی هیچ تصویری از مردم افغانستان به عنوان مهمترین پناهجویان کشورمان در تلویزیون ایران نمی‌بینیم. افغانستانی‌ها دیگرانی هستند که به واسطه جنگ، فقر یا بیکاری به ما پناه آوردند و به هر نحو در چشم هر دو ملیت دیگری محسوب می‌شوند؛ اما در ایران سهم یک پناهجو از رسانه‌های تصویری تقریبا صفر است. شاید تنها تصویر حقیقی از مردم افغانستان در تلویزیون به برنامه خندوانه بازمی گردد که باز با واکنش‌هایی همراه بود.

این وضعیت زمانی بغرنج می‌شود که عمده پناهجویان افغانستانی از مسلمانان هستند، زبانشان فارسی است و فرهنگی کاملاً ایرانی دارند. حتی در فضای آریایی‌زده کنونی، افغانستانی‌ها به مراتب آریایی‌تر هستند. فارغ از نژاد عامل دینی و باروهای سنتی میان ایرانیان و افغانستانی‌ها مشترک است. برای مثال در موضوع ساده‌ای به نام غذا اشتراکات بیشتر از افتراقات است. پوشش مردم افغانستان شکلی از لباس قدیمی ماست.

اما این همه شباهت موجب نمی‌شود که در تلویزیون‌های 24 ساعته و بی‌شمار صدا و سیما یک مجری افغانستاتی داشته باشیم یا حتی برنامه‌ای رسمی برای این چند میلیون پناهجوی برادر روی آنتن برده باشیم. وضعیت زمانی دردناک می‌شود که شبکه‌های چون «بی‌بی‌سی فارسی»، «من و تو»، «جم» و حتی «فارسی وان» که ماهیت و شیوه کارشان مشخص است؛ علاوه بر بارز کردن افغانستان به عنوان یک کشور فارسی‌زبان و مشروعیت دادن - هر چند ظاهری - به مخاطبان افغانستانی و حتی استفاده از مجریانی از این کشور - که عموماً تحصیل کرده ایران هستند - ظاهری ضدنژادپرستانه و صلح‌طلبانه به خود می‌گیرند.

در اینجا سوالی که مطرح می‌شود این است به کدامین اخلاق اسلامی - نه اصول لیبرالیسم و سرمایه‌داری - یک جامعه در تلویزیون حذف می‌شود و چگونه است با تمام ادعاهایمان مبنی بر حمایت مستضعفان جهان، مستضعف در دامانمان را فراموش کرده‌ایم؟ آیا وقت آن نشده است با فرصت دادن به برادران و هموطنان سابقمان، پوسته پوشالی حولمان را پاره کنیم تا تصویر واقعی نظامی را عیان کنیم که این روزها جشن 37 سالگیش را می‌گیریم؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :